تبليغاتX

Azad Urmu xəbər

* اوز الیمیز اوز باشیمیز*یاشاسین استقلالیمیز *

AZAD URMU XƏBƏR MƏRKƏZİ
azadurmu
movzu موضوع:

 

  •                Günaz TV
  • İranın fars molla rejiminə başağrı olub
  •  

     آرتیق گون آذ تی وی نین تاماشاچی لاری گون آذ تی وی نین جانلی پروگراملاری ایله یاناشی همده اونون آرشیویندن یوزلرله ویدئو فیلم لری، آذربایجانجا عربجه، آذربایجانجا لاتین و فارسجا  مقاله لر، خبر لر و ...اینفورماسیالاری دا الده ائده بیله جک لر.

    .

    Türkcə Latın Əlifbası/تورکجه/فارسی/www.gunaz.tv

     

    میللی شورا-  

    حجت الاسلام عظیمی قدیم

    به دلیل دفاع از ملت آذربایجان مجددا راهی سیاهچال شوونیزم آریایی گردید

     

     

     ساوالان سسی: حجت الاسلام عبدالعزيزعظيمی قديم، روحانی هویت طلب آذربايجانی، که در پی احضار به دادگاه ویژه روحانیت قم، در این مکان حضور یافته بود، بازداشت شد.یکی از نزدیکان این روحانی آذربایجانی با اعلام خبر بازداشت وی گفت که اطلاع بیشتری در مورد سرنوشت او ندارد.
    عظیمی قدیم که در سال ۱۳۸۴ توسط دادگاه ويژه روحانيت به اتهام «اهانت به حيثيت روحانيت» به ۱۰ سال محروميت از پوشيدن لباس روحانيت محکوم شده بود، پس از ابلاغ حکم قطعی در یک نوبت به لحاظ تخلف از حکم دادگاه و پوشیدن لباس روحانیت محاکمه و به تحمل نود و یک روز حبس محکوم می‌گردد. اما وی باز اين حکم را اجرا نکرد و با همان اتهام، بهمن ماه ۸۶ برای بار دوم از طرف دادگاه ویژه روحانیت قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و احتمالا" بازداشت وی نیز در پی تایید این حکم بوده است.
    عظیمی قدیم طی سالهای گذشته بارها دستگیر و به زندان فرستاده شده است. از آن جمله او روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۳۸۴ به هنگام شرکت در مراسم گراميداشت سالروز مشروطيت كه در پارك طوبي تبريز در كنار مزار باقرخان ، سالار ملی، برگزار شده بود دستگیر و بعد از حدود سه ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد گشته بود. او بعد از محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت تبریز به يک سال زندان، پنج سال نفی بلد، و تبعيد از استانهای آذربایجان محکوم شد. علاوه بر اين، حجت الاسلام قديمی به جرم «اهانت به حيثيت روحانيت» به مدت ده سال خلع لباس شد. فروردین ماه ۱۳۸۵ حجت الاسلام عظیمی قدیم را برای گذراندان مدت حبس به زندان تبریز فرستادند. او ۶ ماه بعد به صورت عفو مشروط از زندان آزاد شد.
    سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۴ آوگوست ۲۰۰۵ - چهار مه ۲۰۰۶ و ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ سه بیانیه جداگانه در مورد عبدالعزیز عظیمی قدیم صادر کرده است.

     

     

    انتقاد شدید دکتر فیض اللهی وحید از  پندارهای فردوسی در دانشگاه تبریز

     

     

    :در اين بزرگ داشت فردوسي كه به دعوت  كانون ايران شناسي در دانشگاه تبريز برگزار (دوشنبه 15/2/87  ساعت 14-12 )گرديد از جناب اقاي دكتر حسين فيض الهي و دكتر سرخي دعوت به عمل آمده بودجلسه با نيم ساعت تاخير شروع گرديد.در اول دكتر سرخي به اين مسئله اشاره نمودند كه همين بس كه فردوسي مردم ايران را از نام عجميت(كه به معناي گنگ ونفهم) نجات دادند و اشاره به بيت( بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده كردم بدين پارسي)نمودند كه در جواب آقاي دكتر فيض الهي بيان نمودند كه اولا اگر قبول داشته باشيم كه اين بيت از فردوسي است كاملا از معني شعر مشخص است كه خود فردوسي عجم بودن را قبول دارد و سعي در زنده كردن ان راداشته است.

    ثانيا با ارائه سند و كتابهاي چاپ شده از فردوسي شناسان ايران كه بر اين عقيده بودند كه اين شعر مال فردوسي نميباشد. كه در اين لحظه صداي تشويق انشجويان تورك زبان كل تالار را پر كرد.بعد باتوجه به دلايل قوي و محكم آقاي دكتر فيض الهي  دكتر سرخي چون از دادن جواب عاجز شده بودند در خواست نمودند كه موضوع بحث عوض شود.

    در ادامه بحث مسائل ديگري از قبيل اينكه رستم  سگزي بود يا نه بحث گرديد در خاتمه نيز مسئله زن ستيز بودن فردوسي مطرح گرديد كه چو ن دكتر سرخي از جواب دادن عاجز مانده بود به انكار شعر هاي فوق پرداخت و گفت كه شعرهاي فوق در شاهنامه وجود ندارد كه اقاي دكتر فيض الهي اشاره كردند كه شعر هاي فوق ازكپي  نسخه موجود دركتابخانه  مسكو ميباشد و هر كسي به راحتي ميتواند با جستجو كردن دراينترنت به ان دست يابد.

    قابل ذكر است هر موقعي كه دكتر فيض الهي با دلايل محكم اقاي دكتر سرخي را محكوم مينمودند دانشجويان هويت طلب دانشگاه تبريز با تشويق هاي محكم قلب فاشيستهاي پان فارس را به لرزه در ميآوردند.تا جايي كه ديگرپان فارسها تحمل سخنان با دليل و منطق دكتر فيض الهي را نداشته و جلسه را ترك مينمودند 

    میللی شورا

     

    شد؟ ورزش صبحگاهی: قربانى سیاست بازى- مارالان تبریزلی

    آزاد تبریز- بنا به اخبار خبرگزارى فارس، دعوت به ورزش صبحگاهی از سوى اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی بعمل آمده بود و در مصاحبه اى که این خبرگزارى با مدیرکل تربیت بدنی آذربایجان شرقى بعمل آورده با کمال تعجب هیچ سخنى از خلیج فارس و یاد و خاطره مطهری و روز معلم نیست و مرکز بحث تنها ورزش است:

    http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8702130408

    و همانگونه که در یکى دو تا از عکس هاى این خبرگزارى دیده مى شود و پلاکارد دعوت به راه پیمایى صبحگاهى را در اندازه بزرگ نشان مى دهد سخنى از خلیج فارس نیست:

    http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/6_8702130337_L600.jpg

    http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/16_8702130337_L600.jpg

    اگر نظرى به تمام ١٩ عکس خبرگزارى فارس از این واقعه بیندازید و کمى هم با دقت آنهارا بنگرید، با آشکارى تمام مى توان دید که این٢٠٠ هزار نفر هیچکدام هیچ پلاکاردى در دست ندارند غیر از آن چند جوان با مقواهاى سفید که در اکثر عکس ها دیده مى شوند و دوربین هم همه بسوى آن ها نشانه رفته اند. آیا شما در این عکس پلاکاردى مى بینید:

    http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/28_8702130337_L600.jpg

    با کمال تاسف خبرگزارى فارس حتى با یک نفر از این دویست هزار نفر مصاحبه اى نکرده و هدف از حضورشان را جویا نشده است. همانگونه که از تى شرت این خانم و بچه اش دیده مى شود مردم آمده اند در یک صبح جمعه ورزش کنند و حقه بازان آمده اند ماهى بگیرند:

    http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702130337/9_8702130337_L600.jpg

    ماهیگیر پاکمهر هم قلابش را انداخته و با روش های تهوع آور بگمان خودش ماهى هاى چاق و چله گرفته و آنها را سریعا به خبرگزارى ها و سایت ها فرستاده و آنها هم به رسم معمول عصر اینترنت ماهى ها را دربازار فروش عرضه کرده اند بدون اینکه صحت و سقم آن را بررسى کنند. با کمال تعجب آقاى ماهیگیر پر از مهر هم زحمتى بخودش نداده تا با یک و یا دو نفر از مردم مصاحبه کند و آن ها را بى کم و کاست عرضه کند. عکس هایى که حرف نمى زنند و قابل تفسیر هستند طعمه هاى خوبى براى فریب من_ بیننده مى باشند که وقت زیادى ندارد تا در جزییات اخبار تامل کند.

    جالب است که پاکمهر معلوم الحال بر خلاف خبرگزارى فارس هیچ اشاره اى به مطهرى و روز معلم نمى کند. حالا کسى نیست از آقاى پاکمهر بپرسد مگر چه شده است که اداره تربیت بدنى دعوت به تظاهراتى سیاسى کرده اما در دعوتنامه هیچگونه اشاره اى به موضوع اصلى که خلیج فارس باشد نکرده؟!

    حالا ما مانده ایم با تعدادى عکس و سطورى پر از جعل و دروغ و ریا از زبان فرد ریاکارى که خود را خبر نگار مى داند و آن یکى که خود را خبر گزارى مى نامد. یکى ترک است و آن یکى فارس. در یک چیز اما شریکند و آن دروغگویى است.

    maralan.tabriz@gmail.com

     

    طغیان جوانترین استاد دانشگاه جهان علیه هویت ایرانی

    عالیه صبور: من غيرايراني و فاقد ريشه ايراني هستم!

    ایسنا: دكتر عاليا صبور، جوان‌ترين استاد دانشگاه دنيا با تاكيد بر اين كه ريشه‌هاي ايراني ندارد، خود را دانشمندي متعلق به جهان معرفي كرد.

    دكتر عاليا صبور، استاد جوان دانشگاه کونکوک كره كه اخيرا از سوي کتاب رکوردهاي گينس به عنوان جوان‌ترين استاد دانشگاه جوان معرفي شده در پاسخ به پيگيري‌هاي چند روزه خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسن)ا تاكيد كرد كه وي «غير ايراني و فاقد ريشه‌هاي ايراني» است. وي در عين حال مليت پدر و مادر خود را مساله‌اي شخصي خواند كه دليلي به بيان آن نمي‌بيند.

    صبور با بيان اين كه متولد نيويورك است تصريح كرد: «من خود را دانشمندي متعلق به همه جهان مي‌دانمگفتني است، پس از انتشار خبر معرفي اين دختر نابغه به عنوان جوان‌ترين استاد دانشگاه و به دليل اسم شرقي وي، گمانه‌زني‌هايي در مورد احتمال ايراني يا عرب بودن وي در برخي وبلاگ‌ها و سايت‌هاي غير رسمي در منطقه از جمله منابع فارسي مطرح شده بود.

    عاليا صبور كه متولد فوريه 1989 است،در سن 10 سالگي وارددانشگاه شدو در سن 14 سالگي ليسانس خود را با درجه ممتاز در رشته رياضيات کاربردي از دانشگاه ايالتي استوني بروک (در نيويورک) اخذ کرد. وي نخستين زن در تاريخ آمريكا بوده که به چنين موفقيتي رسيده است.

    صبور، تحصيلات خود را در مقاطع کارشناسي ارشد و PhD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسي متالورژي و مواد به پايان رساند. هنوز سه روز به 19 سالگرد تولد عاليه صبور باقي مانده بود كه در فوريه گذشته، کرسي استادي دانشگاه کونکوک کره جنوبي را به دست آورد

    بر روی دیوارهای پادگان سلماس نوشته شده است:

    یاشاسین آذربایجان تورکلری، یاشاسین میللی موباریزه

     براساس خبری که از سلماس به سایت میللی شورا رسیده است گفته میشود که بصورت گسترده ای بر روی دیوارهای پآدگان قشلای سلماس  شعارهای ذیل نوشته شده است: بیر تورکوک، فارس یوخ، یاشاسین آذربایجان تورکلری، یاشاسین میللی موباریزه. به دنبال این شعار نویسیف به دستور فرماندهی، پادگان گروهی از سربازان بصورت مضحکی مسئول پاک کردن دیوارها شده اند.

    خبر می رسد  جمعی از فعالین به خاطر این موضوع به اداره اطلاعات فرخوانده شده اند.

     میللی شورا- 16 اردیبهشت ماه:

    تقلب آشکار رژیم در دور دوم انتخابات مجلس خشم ملت غیور ترکمن را برانگیخت

     

    ملت غیور و فهیم ترکمن بار دیگر برای اثبات موجودیت خود به پای صندوقهای رأی رفتند. آنها به پای صندقو های رأی رفتند تا از حداقل امکان فراهم شده توسط رژیم غیرمردمی جمهوری اسلامی برای اثبات حقانیت خود استفاده کنند.

    رژیمی که با حیله، دسیسه و مکر برای ضربه زدن به ملت ترکمن از هر فرصتی استفاده می کند این بار نیز ابتدا بسیاری از کاندیداهای ترکمن را رد صلاحیت کرد. سپس حربه دوم را به کار گرفت، حربه ای که سلاح همیشگی این رژیم علیه ترکمنهاست: تقلب در انتخابات

    با وجود این مردم ترکمن با حضور خود در انتخابات کاری حماسی کردند و توانستند از حوزه انتخابیه گنبدکاووس، داشلی برون و گرگان و آق قلا نماینده ای را که از جنس خودشان است به مجلس بفرستند. این حماسه مردم ترکمن از آن جهت اهمیت دارد که ترکمنها برای اولین بار بعد از سی سال توانستند از مرکز استان یک نماینده ترکمن را به مجلس بفرستند. مقامات رژیم مرکز استان را به عنوان یک دژ تسخیرناپذیر برای ترکمنها تلقی می کردند و حتی حاضر بودند یک مهاجر غیربومی نماینده مرکز بشود اما یک ترکمن بومی از این منطقه به عنوان نماینده انتخاب نشود.

    این بار در انتخابات گرگان رقابت بین یک زابلی مهاجر و یک ترکمن بومی باعث شد رژیم تمامی اهرمها را برای انتخاب کاندیدای مهاجر امتحان کند. آخوندهای شیعه از انتخاب یک ترکمن سنی از مرکز استان اعلام خطر کردند، مقامات دولتی رژیم در اقدامی شرم آور علنا از کاندیدای زابلی حمایت کردند. بسیاری از زابلی های مهاجر از سایر نقاط استان برای رأی دادن به مرکز استان آمدند اما در نهایت این حضور آگاهانه ملت غیور ترکمن بویژه از آق قلا بود که باعث شد تمام نقشه های رژیم نامشروع جمهوری اسلامی نقش برآب شود.

    اکنون ملت ترکمن از عبدالناصر ایزدی انتظار دارند در جهت احقاق حقوق ترکمنها گام بردارد، چرا که ملت وظیفه خود را انجام دادند و نوبت به اقدام عملی رسیده است.

    در حوزه انتخابیه بندرترکمن رژیم جمهوری اسلامی در یک تقلب آشکار، کاندید ترکمن را که از سوی خبرگزاریهای مختلف و رسمی رژیم به عنوان راهیافته مجلس هشتم اعلام شده بود بازنده رقابت اعلام کردند. این در حالی است که ترکمنها اکثریت جمعیت حوزه انتخابیه بندرترکمن، کردکوی و کمش تپه را تشکیل می دهند.

    رقابت فیروزی، کاندید ترکمن با برادرخانم منوچهر متکی وزیر امورخارجه ایران و حمایت آشکار فرمانداریهای کردکوی و بندرگز، مقامات استانداری گلستان و ... از "نظری مهر"، برادر خانم وزیر خارجه باعث شد تا حق مردم ترکمن در این حوزه انتخابیه پایمال شود.

    در حالی که کاندیدای ترکمن به عنوان نماینده مردم حوزه انتخابیه از سوی وزارت کشور در تهران اعلام شده بود نتیجه نهایی غیر از آن بود. چرا که رژیم جمهوری اسلامی نمی خواست یک کاندید ترکمن در برابر یک مهره جکومتی پیروز اعلام شود.

    در این بین برخی از خودفروختگان و خائنان به ملت ترکمن هم از کاندید حکومتی حمایت کردند که باعث شد آنها برای همیشه مهر خودفروختگی را برپیشانیشان داشته باشند. اینها افرادی بودند که همین ملت ترکمن آنها را به جایگاه بالاتر رسانده بودند و اکنون این افراد برای خوش خدمتی و دریافت مواجب خود حاضر به فروختن آبروی خود بودند.

    مردم کمش تپه و بندرترکمن درس خوبی به این افراد داده و خواهند داد و این روسیاهان برای همیشه از جانب ملت مبارز ترکمن منزوی خواهند شد. چرا که جزای خیانت به ملت جزای کوچکی نخواهد بود. کوچکترین عکس العمل مردم ترکمن در کمش تپه نوشتن شعارها بر دیوارها و اعلام نام خائنان به ملت ترکمن بود و عکس العمل های بزرگتر نیز در پیش است.

     

    لینک انتخاب حکیم فیروزی کاندیدای ترکمن به عنوان نماینده مجلس – خبرگزاری رسمی مهر

     

    لینک انتخاب حکیم فیروزی کاندیدای ترکمن به عنوان نماینده مجلس – خبرگزاری رسمی ایسنا

     

     

    سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

                                                 TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY  

    جمهوری آذربايجان دو باره مانع از ورود محموله هسته ای به ایران شد

    گزارش يك خبرگزاري روسي حاكي است جمهوري آذربايجان امكان انتقال محموله‌ها به مقصد نيروگاه هسته‌اي بوشهر از طريق اين كشور را به حالت تعليق درآورده است.

    به گزارش فارس، خبرگزاري ايتارتاس به نقل از دفتر رسانه‌اي شركت "اتم‌استروي اكسپورت" روسيه كه پيمانكار اصلي ساخت نيروگاه بوشهر است، گزارش داد كه جمهوري آذربايجان مانع از انتقال بار به مقصد نيروگاه هسته‌اي بوشهر مي‌شود.

    به گفته "ايرينا يسي‌پووا" دبير رسانه‌اي اين شركت، اين موضوعي است كه بايد مورد بحث قرار گيرد.

    پيش از اين جمهوري آذربايجان كاميون حامل تجهيزات عايق‌كاري را كه روسيه براي نيروگاه بوشهر ارسال كرده بود، 29 مارس در مرز بين آذربايجان و ايران توقيف و اعلام كرد روسيه همه اسناد مرتبط با اين محموله را در اختيار قرار نداده است.

    شركت دولتي اتم استروي اكسپورت روسيه پيشتر باكو را متهم كرده كه به عمد در مسير حركت اين محموله مانع‌ ايجاد كرده است.

    اين شركت تاكيد كرد، بايد اجازه عبور به اين محموله داده شود زيرا اين محموله مشمول كنترل ويژه نيست.
     

    انعکاس رسوایی اخلاقی زارعی در مطبوعات آلمان
     

    به دليل وجود بافت فرسوده

    فرماندارتبريز: كمك‌رساني در حوادث به برخي از نقاط تبريز عملاً غيرممكن است

    خبرگزاري فارس: فرماندار شهرستان تبريز گفت: در صورت بروز حوادث غيرمترقبه كمك‌رساني به بعضي از مناطق تبريز به دليل وجود بافت فرسوده از جمله شمال شهر تبريز عملاً غيرممكن خواهد بود.

    محمدعلي ذبيحيان امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در تبريز افزود: بايد در تغيير بافت اين مناطق تبريز مسئولان ذيربط با تهيه برنامه راهبردي برنامه ريزي مناسب انجام دهند.
    وي اضافه كرد: با توجه به رشد روزافزون جمعيت كلانشهر تبريز و توسعه بي‌رويه آن خدمات‌رساني به تمام قسمت هاي شهري بطور متعادل و يكسان امري مشكل و پيچيده بوده و نيازمند مطالعات دقيق در زمينه ظرفيت ها و امكانات موجود و نيازهاي مطرح شده در آينده است.
    ذبيحيان خاطر نشان كرد: تصرف و ساخت و سازهاي غيرمجاز و بي‌رويه و نخاله‌ريزي‌هاي فزآينده در مسيرهاي تمام مسيل‌ها با توجه به دارا بودن حوزه وسيع بالا دست اكثر آنها در مواقع بحراني منجر به سيلاب شده و لاجرم به سمت منازل مسكوني سرازير مي شوند كه اخيراً اكيپي از ادارات ذيربط مناطقي را در شرق و غرب تبريز و همچنين جنوب تبريز مشروط به اجراي طرح آبخيزداري را شناسايي كرده‌اند كه مورد تصويب كارگروه آب كشاورزي و منابع طبيعي شهرستان قرار گرفته و در شرف واگذاري به شهرداري است تا نسبت به احداث جاده دسترسي و رفع معارضين احتمالي و تجهيز ماشين آلات در محل هاي مذكور اقدام كنند.
     
    انتهاي پيام/ع

     

     

    آریایی گرای مفرط و تمدنهای مدفون

    احد رستگارفرد

    با عنایت به انبوه مدارک موجود ، به جرأت می توان گفت ، منطقه غربی نجد ایران - و در اینجا بویژه بخشهای میانی و جنوبی رشته کوههای زاگرس و دامنه های غربی این رشته کوهها -  از اولین ، و حتی شاید نخستین ، زیستگاههای انسان بر روی کرۀ خاکی است . منطقه ای که در اعصار بعدی تمدنهایی همچون بابل ، اکدی ، کاسی ، هوری ، سومر ، گوتی ، لولوبی و عیلام را در دامن خود پرورانید . تمدنهای که در میان همۀ باستان شناسان و مورخین کهنه و نو جهان ، دارای اهمیت و موقعیت بالای هستند . تمدنهای بزرگ و نیرومند و مترقی که آنچنان یادگارهای شگرفی از خود بر جای گذاشته اند ، که هیچ کس را به هیچ روی توان انکار وجود آنها را نیست .

    هر یک از این تمدنها ، سهم به سزا و تأثیرگذاری در ساخت و شکل گیری فرهنگ و باورهای مردمان جهان معاصر خود و فرهنگها و اقوام پس از خود دارند . پس از درهم آمیختن ایشان با دیگر اقوام ، و گذشت قرنها از ظهورشان ، رد پای این تأثیرات حتی در میان باورهای جهان امروزه نیز به خوبی مشهود است . تأثیراتی که در دورانهای پیش از تاریخ پهنه ای به وسعت آسیایی غربی را کاملا در بر گرفته بود ، و حتی پا را از مرزهای آن هم ، بیرون گذاشته و تا آسیای شرقی و چین ، شرق اروپا و از انجا تا شمال و شرق آفریقا را با شدت و ضعفهای گوناگون در بر گرفته بود.

    اما علیرغم همۀ قدمت و نقشی که این تمدنهای عظیم و پیشرفته در ساخت فرهنگ بشری داشته اند ، در ذهن عامه مردم و حتی آثار بیشتر خواص و پژوهشگران – خصوصاً ایرانی - ، مظلوم واقعه گردیده اند . مظلوم از آن جهت که ، همواره به هنگام سخن راندن از شکوه و جلال و بیان تاریخ ایران ، چه عامداٌ و چه ناخواسته ، نقش آنها در ساخته شدن فرهنگ ایران را یا منکر گریده اند و یا کم اهمیت و بی ارزش و ناچیز دانسته و آن را به چشم نیاورده ، و بسیار بی توجه و سریع از کنارش گذشته اند . متأسفانه این امر به صورت تصاعدی رو به گسترش است . گواه این مدعا ای است که اگر شما از اطرافیانتان ، نام اولین مردمان ساکن ، حکومت و یا دولت ایجاد شده در ایران را بپرسید ، در بیشتر موارد ، بی درنگ یکی از کلمات «ماد» ، « پارس » ، « پارت » ، « آریایی » و امثالهم را خواهید شنید .

    متأسفانه گسترش چنین تفکری در میان جامعه ، پیامدی جز مدفون شدن و فراموش گردیدن بخش

    برای شکل دهی هویت ملی تازه تأسیس قرعه به نام ، «آریایی شدن» افتاد . بدین معنی که ایرانی بودن مترادف آریایی بودن ، گردید

    بزرگی ( دست کم 10 هزار سال ) از تاریخ و فرهنگ و صناعت چندین هزار سالۀ کشور ایران نخواهد داشت . زیرا در اینصورت تاریخ تمدن سرزمینی که هم اینک بر روی نقشه های جهان با نام « کشور ایران » شناخته می شود ، به 2500 و یا نهایتاٌ 3000 سال پیش باز خواهد گشت . تأسف بر این امر برای مردمان لر صد چندان خواهد گردید ، اگر بیاندیشم که امروزه این مردمان وارث بلافصل بخش وسیعی از سرزمینها و فرهنگ  آن تمدنهای درخشان هستند ، و فی الواقعه فراموش شدن و کتمان آن تمدنها مترادف است با کاستن از سابقۀ تاریخی مردمان مسکون در این بخش از جهان که همانا ، لر های امروزی هستند .

    چگونگی رشد و رواج این تفکر ، را که در اینجا « آریایی گرایی مفرط » نامیده می شود ، در میان اقوام گوناگون ایران – و در اینجا بویژه لران - ، از چند جهت قابل تأمل و بررسی است ، که در ادامۀ این نوشتار فهرست وار به عمده ترین دلیل گسترش آن می پردازیم .

     

    عمده ترین دلیل گسترش آریایی گرایی مفرط

    رضا خان که پس تحمل سختیها و هزینه های فراوان بالاخره توانسته بود ، با سرکوب و نسل کشی و قلع و قمع بسیاری از اقوام ایرانی بر اریکۀ قدرت تکیه زند ، اینک بهترین راه تحکیم پایه های حکومتش را در از بین بردن باقیماندۀ این اقوام می دید ،  اما از آنجا که می خواست برای همیشه خیالش از بابت ایشان راحت باشد ، و از دیگر سو چون دریافته بود که توسل به سلاح و جنگ ، دستاوردی بجز جری تر و مصمم تر شدن اقوام برای مقابله با او ندارد ، بر آن شد تا همچو « آتا تورک » در ظاهر با چهرۀ یک مصلح دلسوز ، و در باطن با کنار گذاردن از بین بردن فرهنگ و  دیگر مختصات قومی ایشان ، وارد کار شود و هویتی جدید با مختصات ملی ایجاد کند . لذا دست به یکسری اقدامات زد . ( همچون اقداماتی که در زمان صفویه در ایران آن زمان و یا دیکتاتور کنگو معاصر آن کشور انجام داد .)

    این اقدامات که توسط اخلاف او نیز پی گرفته شد ، و الحق در اجرای آن بسیار موفق عمل کردند ، به صورت مجمل عبارت بود از ، پیاده کردن سیاستهای یکسان سازی فرهنگی ، در راستای محو قومیتها و خرده فرهنگهای درون مرزهای سیاسی آن زمان کشوری که توسط رضا خان « ایران » نامیده شد ، و نیل به هدف ایجاد فاکتورهای جدید و مشترک زبانی ، فرهنگی ، تاریخی ، آیینی ، اسطوره ای و ... هویت ملی . فاکتورهای همچون ، تقویم رسمی و ملی ، اعمال زبان و خط رسمی و اجبار آموزش آن در مدارس ، و از این دست کارها .

    در این میان برای شکل دهی هویت ملی تازه تأسیس قرعه به نام ، «آریایی شدن» افتاد . بدین معنی که ایرانی بودن مترادف آریایی بودن ، گردید . از یک سو صرف هزینه ها و تبلیغات و تنبیه ها ، سانسورها و تشویقات فراوان حکومت و از دیگر سو عدم دسترسی مردمان قومیتهای گوناگون به منابع علمی روز جهان باعث شد تا حکومت در این امر  بسیار موفق باشد . موفقیت حکومت در این زمینه تا بدان پایه بود که حتی تا امروز هم ، بیشتر مردم ، بیان هرگونه سخن در باب آریایی نبودن فلان یه بهمان قومیت را به معنی عناد با یکپارچگی ملی و کوک کردن ساز جدایی طلبی می انگارند . همانگونه که بالاتر نیز گفته شد ، پهلوی ها چنان در این امر موفق گردیدند که امروزه وقتی قرار باشد سخن از قدمت و اصالت قومی رانده شود ، بی فوت وقت آن قوم را به آریایی ها منسوب می کنند .

    باز هم با تأسف فراوان باید بگویم که امروزه آریایی گرایی مفرط ، در کنار مرکز زدگی شدید باعث گردیده تا بسیاری از پژوهشگران عزیز قوم لر ریشۀ همۀ رفتار و آداب و باورها و ... قوم لر را در اعتقادت و .... آریایی جستجو کنند . باید بگوییم که ، ضمن آنکه تأثیر عمیق اقوام آریایی مهاجر و دیگر اقوام مهاجر ( پیش و پس از آنها اعم از غربی و عرب و مغول و ... ) به نجد ایران را در شکل گیری فرهنگ امروزین ایران منکر نمی شویم - و اتفاقاً احترام فراوانی برای آن قائلیم - ، اما حقیقت ، دست کم در مورد قوم لر ، این است که سرزمینهای مسکن ایشان ، به گواه تاریخ و آثار بیشمار به جامانده و تأیید بسیاری از بزرگان باستان شناسی و مورخین گذشته و حال ، دست کم 10 الی 14 هزار سال پیش از ورود آریاییها ، مسکون و 2000 سال پیش از ورود آریاییهای بیابان نشین و صحرا گرد ، دارای تمدنها و فرهنگهای پیشرفته و حکومتهای مقتدری بوده اند .

    در پایان ، و پس از خواندن آنچه که در بالا بیان شد ، جای دارد که از خود بپرسیم :

    آیا این انتظار زیادی است ، که در بررسیهای تاریخی و اسطوره ای و فرهنگی و ... قوم لر ، سهمی سزاینده ، به تمدنهای که بیش از 60 درصد طول تاریخ خاستگاه لرها را ساخته اند ، اختصاص داده شود؟ تمدنهای همچون عیلام و بابل و کاسی .

     

    http://loor.ir/article.aspx?id=925

    امتناع مي کنيم از زبان پارسي تان…!!!- اولوس

     

     ما نخواستيم اما براي ما شما خواسته ايد. زبان پارسي را مي گويم. و مي دانم که زبان گناهي نداشته و ندارد. زبان عامل ارتباط است بين ما و شما. اما چه کنيم که شما موجوديت ما را نمي توانيد قبول نمائيد. و آنجا که موجوديت فردي و گروهي مان مورد هجوم قرار مي گيرد اين مائيم که مقاومت مي کنيم و خواهيم کرد. زبان را دستاويزي قرار داده ايد براي سرکوبي. سالهاست که چنين مي کنيد و نسل کشي راه انداخته ايد ساکت و آرام.  محمود افشارها، حميد احمدي ها و ديگران. ديگراني که حتي از خودمانند همچون اراني ها، کسروي ها و خرده روشنفکران خودفروشي چون نگاهي ها.  مي گوئيد شاهنامه فردوسي شاهکاري است هنري. ملتي که هنرش تحقير است و نشراکاذيب. ملتي که هنرش قدرناشناسي است و پايه گذاري نفرت و کين به چه افتخار مي کند؟!!! شايد در اشتباهم و اي کاش که چنين بود. اما حقيقت چيز ديگري است. و درک حقيقت زماني قابل تامل است که مي بيني که نظرات نگاهي دمکرات و سکني گزيده در آنسوي اقيانوسها با درک ابتدائي و زمخت شيخ بي لباس يعني آقاي باهنر هم ارز مي باشد و يکسان. پس چه بايد کرد؟!!!

    ما که ادعائي نداشته و نداريم.  ادعاي برتريتي نيز نداريم و نخواهيم داشت. شايد اشتباه بزرگمان اومانيست بودنمان است. انسان بودن و انساني زيستن. در جهاني که آسمانش در هرکجاي آن آبي است کاش همه مي توانستند همچون ما بينديشند. آورديم و در جايگاه نشانيديم! هر چه را داشتيم، همچون دو برادر خوني تقسيم کرديم و به اشتراک گذارديم. ديگر چه مي خواهيد؟ جانمان را؟ آن نيز فدا.

    “اما بدانيد زبانمان را، هويت مان را، به کسي باج نخواهيم داد!…”

    آن دوستي که مي گويد، ديگر بس است پارسي نوشتن و پارسي انديشيدن. راست مي گويد. ما مي گفتيم بگذاريد آنان نيز بخوانند و از نظرات ما آگاه شوند. ما مي گفتيم بيائيد پارسي بنويسيم تا آنان نيز بدانند و به فکر فرو روند. مگر نمي دانيم پسزمينه تعقل دارائي قوه تعقل است. شيخ بي لباس چگونه مي تواند تعقلي داشته باشد. يا همان  نگاهي  دمکراتي  که  در آنسوي  اقيانوسها حيات و زندگي  بيولوژيکي  خود را ادامه  مي دهد  مگر مي تواند ذهني پويا داشته باشد؟!…

    پايه هاي لرزان شوونيسم فارس يا همان آريائي گرائي  بدون منطق بر روي زبان پارسي استوار گشته است. هجوم هاي وحشيانه ارتجاع به زبان مادري مان نيز برخواسته از چنين حقيقتي است. اگر آنان مي خواهند ما را بشناسند، بگذاريد زبانمان را ياد بگيرند. زبان مادري مان هر روزي که مي گذرد هر دقيقه اي که مي گذرد اهميتي فزون کسب مي کند. زبان ما تنها زبان با قاعده  دنياست که براحتي مي تواند زبان علوم و فنون باشد. و در اصل چنين نيز هست. کشورهائي که زبان ترکي در آنها زبان رسمي محسوب مي گردند بدون برخورداري  از زبان پارسي علوم دقيق،  نظري و عملي را با همان زبان ترکي بيان مي کنند و مشکلي پيش نمي آيد.

     بيائيد به فراخوان آن دوستي که مي گويد ديگر بس است پارسي نوشتن آري بگوئيم و از زباني که به زور آنرا به ما وصله اش مي کنند دوري گزينيم…

    شيخ بي هنر اتمام حجت کرد. بيائيد ما نيز اتمام حجت کنيم. ما نمي خواستيم. اما شما خواستيد. زبانتان مال شما. مي خواهيد در طاقچه اش بگذاريد مي خواهيد در جيبتان بگردانيدش…

    ما زبانمان را توتياي چشمانمان خواهيم کرد. ما با زبانمان دربهاي جهان نوين را  باز خواهيم گشود. ما با زبانمان جايگاه خود در جهان را تعريف خواهيم نمود.

    دوستان، خواهران و برادران به زبان مادري مان بنويسيم حتي اگر که مي بينيم  بسان مبتدي نويسان هستيم باز بنويسيم و باز بنويسيم. قلم با نوشتن است که روانتر مي شود. پس بنويسيم. ترس ارتجاع از زبانمان است زبانمان را شکوفائي دهيم.

    شيخ بي لباس آزادي آموزش در خانه را تلويحا قبول نموده است. دانشگاهها را به خانه ها بياوريم و آني را بگوئيم و بنويسيم که شيخ بي هنر از آن هراس دارد…

    من بئله دوشوندوم و فارسجا سون يازيمي يازديم. سيز نئجه دوشونورسونوز؟!…

    بيانيه سازمان ملل بر حقوق اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی

    بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی
    مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه شماره ۱۳۵/۴۷
    مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲

    مجمع عمومی سازمان ملل متحد؛
    با تاکيد مجدد بر يکی از اهداف بيان شده در چارتر سازمان ملل متحد پيشبرد و حمايت احترام به حقوق انسانی و آزادي های اساسی همه افراد بشر بدون درنظر گرفتن تفاوت های نژادی جنسی زبانی و يا دينی آنان؛

    و با تاکيد مجدد اعتقاد به حقوق اساسی انسان به کرامت و ارزش ذاتی هرانسان به حقوق برابر زن و مرد و حقوق ملل اعم از ملل کوچک و يا بزرگ؛

    با آرزوی پيشبرد و تحقق اصول مندرج در چارتر سازمان ملل متحد و در اعلاميه جهانی حقوق بشر در کنوانسيون جلوگيری و مجازات اقدام برای نابودی نژادي کنوانسيون بين المللی ستردن تمام انواع ستم های نژادی کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی کنوانسيون بين المللی حقوق اقتصادي اجتماعی و فرهنگی اعلاميه امحاء همه انواع عدم تحمل و ستم مبتنی بر اختلاف عقيده و مذهب و کنوانسيون حقوق کودکان و همچنين ديگر راهکارهای مربوطه بين المللی که در سطح جهانی و يا منطقه يی و يا بين هر يک از کشور هاي عضو سازمان ملل متحد تصويب و منعقد گرديده است؛

    و با توجه به مفاد ماده ۲۷ کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی مبنی بر حقوق افراد متعلق به اقليت های قومی دينی و زبانی؛

    با ملاحظه اين که تامين و حفظ حقوق افراد متعلق به ملت ها و اقوام اديان و زبان های اقليت ها منجر به ثبات سياسی و اجتماعی کشورهائی که درآن به سر مي برند مي شود ؛

    با توضيح اين حقيقت که تامين و حفظ مستمر حقوق افراد اقليتهای ملی نژادی مذهبی و زبانی يکی از شرايط لازم پيشرفت اجتماعی و بطور عام و در چهارچوب يک دموکراسی مبتنی بر حکومت قانون باعث تقويت مودت و همکاری ساکنين آن کشورها مي باشد؛

    با توجه به نقش مهمی که سازمان ملل متحد در حفظ اقليت ها به عهده دارد ؛

    با يادآوری کاري که در مجموعه سازمان ملل متحد علی الخصوص در کميسيون حقوق بشر وکميسيون جلوگيری از ستم به اقليتها و حفظ آنان و ضميمه هاي الحاقی کنوانسيونهای بين المللی حقوق بشر و ديگر ساز و کارهای مناسب اعلاميه جهانی حقوق بشر برای حفظ و پيشبرد حقوق افراد اقليت های ملی و نژادي و مذهبی و زبانی بايد انجام گيرد ؛

    با تکيه بر کار های مهمی که به وسيله حکومت ها و موسسات غير وابسته به حکومت هابرای حفظ اقليت ها و پيشبرد و حفظ حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملی و نژادی، مذهبی و زبانی بايد انجام پذيرد؛ با به رسميت شناختن احتياج افراد به اطمينان به کارآيی تمهيدات پيشبرد خقوق بشر بين المللی در مورد حقوق افراد اقليتهای ملی و نزادی، مذهبی و زبانی؛ اين بيانيه را در حقوق افراد اقليت های ملی يا نژادی، دينی و زبانی اعلام مي دارد:

    ماده ۱

    ۱. ملل عضو موجوديت و هويت اقليت های ملی و قومي فرهنگی مذهبی و زبانی را در محدوده مرزهای اين اقليت ها حفظ و شرايط حمايت از حفظ هويت آنان را فراهم خواهند نمود.

    ۲. ملل متبوع کليه تمهيدات لازم قانونی و تصميمات ضروری را در جهت نيل به اين هدف اتخاذ خواهند نمود.

    ماده ۲

    ۱. افراد متعلق به اقليت های ملی و قومي مذهبی و زبانی (که ازاين پس اقليت ها خوانده مي شوند) در حوزه شخصی و اجتماعی حق دارند که آزادانه بدون هرنوع اعمال تبعيض يا مزاحمت از فرهنگ خود برخوردار شده، مذهب خود را علنا ابرازداشته و مراسم آن را انجام دهند و زبان خود را بکار گيرند.

    ۲. افراد متعلق به اقليت ها حق دارند که به گونه يی موثر در حوزه های فرهنگي مذهبی اقتصادي، اجتماعی فعال بوده و در زندگانی عمومی شرکت جويند.

    ۳. افراد متعلق به اقليت ها حق دارند که بطور موثر در تصميمات ملی شرکت داشته و در سطح محلی در اقليتی که به آن تعلق دارند و يا در محلی که در آن زندگی مي کنند، در تصميمات (تا آنجائي که با قوانين ملی در تضاد نباشد ) شرکت کنند.

    ۴. افراد متعلق به اقليت ها حق دارند که انجمن های مخصوص به خود را ايجاد و راه اندازی نمايند.

    ۵. افراد متعلق به اقليت ها حق دارند که بدون هيچ تبعيض و اجحافی تماس های آزادانه و صلح آميز خود رابا اعضاء ديگر گروه خود و با افراد ديگری که به اقليت آنان تعلق دارند برقرار نموده و ادامه دهندو هم چنين با اتباع ملل هم مرز که با آنان قرابت ملی قومی و يا مذهبی و زبانی دارند تماس داشته باشند.

    ماده ۳

    ۱. افراد متعلق به اقليت ها منفردا يا با ديگر افراد گروه به حالت اجتماع مي توانند بدون هيجگونه اعمال تبعيض و اجحاف کليه حقوق خود را و منجمله آنچه که در اين بيانيه اعلام شده است، اعمال نمايند.

    ۲. اعمال و يا عدم اعمال حقوق اعلام شده در اين بيانيه دارای هيچ نتيجه منفی برای افراد متعلق به اقليت ها نمی باشد.

    ماده۴

    ۱.ملل متبوع کليه اقدامات لازم را هرجا که ضروری باشد برای اطمينان افراد متعلق به اقليت ها در تامين به اعمال موثر حقوق انسانی و آزادي های اساسی آنان و برابری در مقابل قانون بدون هيچگونه اجحاف و تبعيض اعمال خواهند داشت.

    ۲.ملل متبوع اقدامات لازم را برای خلق شرائط مناسب در مورد افراد متعلق به اقليت ها در جهت ابراز ويژه گي های آنان و ترويج فرهنگ, زبان مذهب, سنن و لباس های آنان اعمال خواهند داشت، مگر آنجا که انجام آن مورد خاص باقوانين ملی يا استانداردهای بين المللی مغايرت داشته باشد.

    ۳. ملل متبوع در صورت امکان بايد اقدامات لازم را در اينکه افراد متعلق به اقليت ها فرصت های مناسبی برای يادگيری زبان مادری و يا دريافت قوانين و مقررات به زبان مادری حود داشته باشند، ايحاد نمايد.

    ۴.ملل متبوع در صورت امکان تمهيدات لازم را در زمينه تحصيل به زبان مادری و تشويق در کسب معلومات تاريخی سنت ها، زبان و فرهنگی که در درون مرزهای آن اقليت ها وجود دارد، اعمال خواهند نمود.

    ۵.ملل متبوع بايد اقدامات لازم را برای شرکت کامل افراد متعلق به افليت ها در توسعه اقتصادی و پيشرفت ملی در کشورشان بنمايند.

    ماده ۵

    ۱.سياست ها و برنامه های ملی بايد درجهت تحقق بخشيدن به منافع مشروع اشخاص متعلق به اقليت ها برنامه ريزی و تعبيه شوند.

    ۲.برنامه های تعاون و همکاری بين ايالات بايد در تحقق بخشيدن به منافع مشروع افراد متعلق به اقليت ها برنامه ريزی و تعبيه شوند.

    ماده ۶

    ايالات بايد در مسائل مربوط به افراد متعلق به اقليت ها با در نظرگرفتن ديگر مسائل بايدد رزمينه تبادل اطلاعات و تجارب برای تشويق متقابل و کسب تفاهم و اطمينان در بين آنان نيز کوشاباشند.

    ماده ۷

    ملل متبوع بايد در جهت تحقق حقوق مشروحه در اين اعلاميه برای اقليت ها کوشا باشند.

    ماده ۸

    ۱.هيچ چيز در بيانيه حاضر نبايد مانع تحقق تعهدات بين المللی ملل متبوع در رابطه با افراد متعلق به اقليت ها باشد. خصوصا ملل متبوع با اعتقاد کامل تعهدات و الزاماتی را که در معاهدات و موافقت نامه های بين المللی پذيرفته اند، انجام خواهند داد.

    ۲.تحقق عملی حقوق مندرج در اين اعلاميه نبايد مانع بهره وری افراد از حقوق مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشر و آزادي های اساسی آنان شود .

    ۳.اقدامات انجام شده به وسيله ملل متبوع برای تحقق موثر برخورداری از حقوق اعلام شده در اين بيانيه نبايد در درجه نخست طوری تفسير شود که در تخالف با اصل برابری افراد متخذ از اعلاميه جهانی حقوق بشر قرار گيرد.

    ۴.هيچ چيز در بيانيه حاضر نبايد بنيان هيچ فعاليتی در مخالفت با اهداف و اصول سازمان ملل متحد قرار گيرد علی الخصوص حق ملل در برابری در حاکميت، تماميت ارضی و استقلال سياسی ملل را خدشه دار نمايد.

    ماده ۹

    آژانس های تخصصی و ارگانهای ديگر سازمان ملل متحد بايد در تحقق کامل حقوق و اصول مندرج در اين بيانيه در خيطه صلاحيت های مربوطه خودشان شرکت نمايند.

     

    بازتاب بین ‏المللی اعتراف خاتمی به صدور مرگ و ترور

    سایت حکومتی الف: سخنان روز جمعه حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي در جمع اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان كه شائبه انحراف در صدور انقلاب و دست داشتن جمهوری اسلامی در اقدامات خشونت آميز در ساير كشورها را بوجود مي آورد بازتاب گسترده ای در رسانه هاي غربي داشت.

    رسانه هاي غربي از جمله خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس و خبرگزاري فرانسه با انعكاس گسترده سخنان سيدمحمدخاتمي درباره «تحريف در موضوع صدور انقلاب»، اين اظهارات را نشانه اعتراف ايران به اقدامات خشونت آميز در ساير كشورها دانستند.

    خبرگزاري آسوشيتدپرس درگزارش خود درحالي كه سعي كرد بين سخنان خاتمي و اتهامات آمريكا به جمهوری اسلامی مبني بر دست داشتن در اقدامات خشونت آميز و ناآرامي هاي عراق، ارتباط برقرار كند، نوشت: «رئيس جمهور سابق گفته است كه صدور خشونت به ديگر كشورها خيانت به اسلام و انقلاب است. اين اظهارنظر وي ظاهرا متهم ساختن حكام تندروي ايران به طرح ريزي ناآرامي ها در خارج از ايران مي باشد.»

    آسوشيتدپرس افزوده است: محمد خاتمي به اتهامات آمريكا و عراق مبني بر اينكه جمهوری اسلامی در حال تجهيز و آموزش افراطي ها شيعه در عراق يك كشور همسايه است، اشاره اي نكرد، ولي او گفت كه " ايران بايد از اقداماتي كه وجهه اش را خراب مي كند خودداري ورزد."

    اين خبرگزاري آمريكايي مي افزايد: «خاتمي مي گويد كه طرح ريزي خشونتها در ديگر كشورها بر خلاف اهداف انقلاب اسلامي به رهبري آيت الله خميني است ».

    خبرگزاري آسوشيتدپرس در ادامه گزارش خود به منظور تکمیل پازل پيوند اظهارات حجت الاسلام خاتمي با اتهامات آمريكا به ايران درباره عراق، نوشت: «مقامات عراق و آمريكا ايران را به تجهيز و آموزش شبه نظاميان شيعه در عراق متهم مي كنند ولي تهران اين اتهام را تكذيب مي كند. سياستمداران ارشد شيعه عراق هم اكنون در ايران بسر مي برند تا شواهد و مداركي را در مورد دخالت ايران به مقامات اين كشور ارائه دهند .»

    اين خبرگزاري در پايان گزارش خود آورده است: « آمريكا مي گويد كه شواهد و مدارك نشان مي دهند كه سلاحهاي توليد شده در ايران طي سال جاري - از جمله خمپاره ، راكت و بمبهاي ضد زره - در مخفي گاه هاي تسليحاتي شورشيان عراق كشف شده است. »

    در همين زمينه خبرگزاري فرانسه نيز اظهارات خاتمي را انعكاس داد و نوشت: «محمد خاتمي روز جمعه در سخناني در جمع دانشجويان در شمال ايران گفت كه امام خميني چه مي خواست و منظور وي از صدور انقلاب چه بود؟ آيا منظور وي سلاح برداشتن و اقدام به انفجار در ساير كشورها و تشكيل گروههايي براي خرابكاري در كشورهاي ديگر بود؟ امام به شدت مخالف اين رفتارها بود. وي گفت كه اين بزرگترين خيانت به اسلام و انقلاب است.»

    لازم به توضيح است، حجت‏الاسلام سيد محمد خاتمي روز جمعه در جمع اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان درباره شعار حضرت امام(ره)مبنی بر «صدور انقلاب» گفـت: « امام چه می‌خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ این که ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروه‌هایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند؟.»

     

    خشكسالي به ‪ ۷۰‬درصد اراضي كشاورزي جلفا خسارت زد

    تبريز،خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۲/۱۶‬
    داخلي.اقتصادي.كشاورزي.خشكسالي
    رييس جهاد كشاورزي جلفا اعلام كرد: در اثر بروز خشكسالي ‪ ۷۰‬درصد اراضي كشاورزي اين شهرستان ، خسارت ديده‌اند.

    رضامظلومي روز دوشنبه به‌خبرنگارايرنا گفت: ميزان خسارت ناشي‌از خشكسالي تاكنون در محصولات ديمي ‪ ۸۰‬درصد و در محصولات آبي كشاورزي ‪ ۵۰‬درصد بوده كه در صورت استمرار وضعيت كنوني افزايش خواهد يافت.

    وي با اشاره به كاهش ‪ ۵۰‬درصدي بارندگي در شهرستان جلفا در سال آبي جاري نسبت به مدت مشابه پارسال ، اظهار داشت: در حالي‌كه در دو ماه نخست پارسال ‪ ۴۸‬ميليمتر باران در جلفا باريده بود اين رقم امسال به ‪ ۱۲‬ميليمتر كاهش يافته است.

    وي ، تنها راه مقابله وضعيت نامناسب اراضي كشاورزي در اين شهرستان را تسريع در اجراي طرح‌هاي پمپاژ آب رودخانه ارس به دشت‌هاي " ايري " و " گل فرج " دانست.

    مظلومي همچنين كشاورزان شهرستان جلفا را به رعايت الگوهاي صحيح كشت و صرفه‌جويي در مصرف آب كشاورزي به منظور گذر از بحران موجود و جلوگيري از هدر رفتن آب دعوت كرد.

    وي يادآور شد: علاوه بر خسارات ناشي از بروز خشكسالي ، بر اثر سرمازدگي نيز ‪ ۳۵۰‬هكتار از تاكستانهاي روسيمي شهرستان جلفا به طور ‪ ۱۰۰‬درصد خسارت ديده‌اند.

    در شهرستان جلفا با پنج هزار و ‪ ۱۹۵‬هكتار اراضي زراعي ، سالانه ‪ ۱۸‬هزار تن محصولات زراعي توليد مي‌كند.

    ميزان توليد محصولات باغي در سطح ‪ ۷۴۵‬هكتار از اراضي باغي سالانه به ‪۱۳‬ هزار و ‪ ۳۰۰‬تن مي‌رسد.

    شهرستان جلفا با ‪ ۶۰‬هزار نفر جمعيت در ‪ ۱۴۶‬كيلومتري شمال غرب تبريز واقع شده است. ك/‪۳‬
    ‪۵۸۶/۵۱۸/۷۲۲۲‬



    رسوایی سکسی یاور احمدی نژاد در مرکز اخباری است که مردم ایران برای یکدیگر نقل می کنند. سردار زارعی 52 ساله رئیس پلیس تهران بزرگ در یک سکس دستجمعی به همراه 6 زن روسپی دستگیر شد. آنگونه که این زنان گزارش داده اند سردار زارعی به آنها فرمان می داده که در حضور او لخت در یک صف نماز بخوانند. او قبل از این مقام رئیس پلیس استان گیلان که یکی از استان های شمالی ایران است بود و سپس با حمایت مستقیم احمدی نژاد به ریاست پلیس تهران برگزیده شد.. زارعی در تلویزیون ایران برنامه های متعددی در مورد مسئله امر به معروف و نهی از منکر اجرا می کرد تا مردم را به راه خدا هدایت کند. زنان تهرانی برای این که مبادا کمی روسریشان عقب باشد زیر کنترل شدید نیروهای امر به معروف و نهی از منکر بودند که ریاستش را سردار زارعی عهده دار بود. در طی این سه سال 35000 اخطار سبک و سنگین از طرف پلیس برای بد حجابان صادر شد. مصداق بد حجابی در ایران از کمی عقب رفتن روسری تا دست در دست داشتن دختر و پسر می شود. زراعی اواسط ماه مه با فرمان مستقیم آیت الله شاهرودی دستگیر شد. او از چند هفته قبل از دستگیری زیر نظر بوده است، البته بدون اطلاع سعید مرتضوی رئیس دادگستری کشور که دوست نزدیک سردار زارعی می باشد. حامیان و دوستان زارعی تلاش فراوانی کردند که این موضوع را لاپوشانی کنند، به عنوان مثال آقای احمدی مقدم رئیس کل پلیس که ضمنا شوهر خواهر احمدی نژاد هم می باشد این جرم زراعی را منکر شد. اما بعدا وزیر دادگستری گفت که اوجرمی هائی در رابطه با شغلش انجام داده و موضوع اخلاقی در میان نیست چه رسد به سکس دست جمعی.!! اما بالاخره مدعی العموم دیگری بنام محسن قاضی ماجرا را کاملا فاش کرد. او گفت که انها مشکوکند به اینکه در فروش و واسطه گری زنان خودفروش دست داشته و احتمالا خود متهم نیز با آنها روابط جنسی داشته است. مردم ایران می گویند این اولین بار نیست که کسی در راس حاکمیت از گروههای خودفروش استفاده مادی و جنسی می کند. در کشورهای اسلامی روسپی گری رسما و وعرفا ممنوع است و شامل شدیدترین مجازاتها تا حتی مجازات مرگ می شود، اما علی رغم این ممنوعیت فاحشه گری، درپایتخت بزرگ تهران که گفته می شود 12 میلیون جمعیت دارد هزاران زن برای امرار معاش مشغول به این کار هستند. در خیابان مطهری یا تخت طاووس سابق، زنان روسپی در ازای 45 دقیقه تا یک ساعت سکس از ٢٠ یورو تا ٥٠ یورو طلب می کنند . در هفته گذشته در مطبوعات اینگونه شایع شد که زارعی به اصطلاح خودکشی کرده یا خود کشی شده به این معنی که کسانی در رژیم می خواسته اند او را از میان بردارند. اما این خبر را حکومت ایران تایید نکرد و اخیر یک مقام دادگستری بی آنکه فیلمی از زارعی در زندان نشان بدهد مدعی شد که فرمانده سابق و زندانی نیروی انتظامی تهران صحیح و سالم است! ادعائی که تا مردم بد بین ایران تا خود به چشم خویش نبینند قبول آن بعید بنظر می رسد. بویژه که به گفته های مقامات دراین ایران اعتماد کمی وجود دارد.

    اطلاعیه ی شماره ی یک

    دعوت به سمینار

    به متظور ارج و  بزرگداشت یادبود استادان فرهنگ آذربایجان محمد علی فرزانه ، بهزاد بهزادی و صمد سردارنیا در گوتنبرگ سوئد سمیناره فرهنگی  برگزار خواهد شد.

     

    در همایش فرهنگی برخی از محققین و کارشناسان فرهنگی آدربایجان شرکت خواهند نمود.

    هموطنان عزیز وانسانهای دمکرات:

      این اطلاعیه بمثابه دعوت رسمی از شما عزیزان که خواهان شرکت در سیمینار هستید می باشد .

    برای میهمانان خارج از گوتنبرگ امکانات رفاهی در نظر گرفته شده است .

    تا بیستم مای برای شرکت در سمینار و یا گرفتن اطلاعات بیشتر با تلفنهای  ذیل می توانید تماس     

    بگیرید

     

    0046707381466 , 0046736832291, 0046704482870

     

    زمان : 31 مای 2008 روز شنبه از ساعت 11 تا 21  شب

    مکان: سوئد، گوتنبرگ ،سالما لاقرلوف خانه ی فرهنگ

     

    کمیته ی برگزاری سمینار

    2008-05-01

     

    شماره چهارم نشریه "یولداش" منتشر شد

    دانشجویان دانشگاه زنگان شماره چهارم نشریه یولداش را در 8 صفحه و با کیفیت خوب منتشر کردند.

    این شماره از نشریه نیز مانند سایر شماره های منتشره با کمکهای مالی دانشجویان منتشر گشت و مورد استقبال چشمگیر دانشجویان قرار گرفت.

    یولداش حاوی مطالب متنوع و جالبی است که از جمله آنها می توان به مطالب زیر اشاره کرد:

          -     سر مقاله (با موضوع مشکلات فراوان استان زنگان و نگاههای تبعیض آمیز حاکمیت به آن)

    -         خبرهای روز

    -         معرفی آرامگاه میرزا ابوالقاسم زنگانی

    -         مصاحبه با اساتید دانشگاه زنگان (این شماره به صحبتهای دکتر احدنژاد از اساتید گروه جغرافیا اختصاص داشت)

    -         معرفی شخصیتها و مشاهیر آزربایجان (این شماره به معرفی "حکیمه بلوری" شاعر خلق آزربایجان و زن مقاوم زنگانی پرداخت)

    -         تزیینات معماری در بناهای زنگان

    -         ملاحظاتی پیرامون نگارش درست زبان تورکی

    -         آی ایشیغی (معرفی اماکن و مراکز تجاری زنگان که از اسامی ملی و غیر بیگانه استفاده می کنند)

    -         اصلاحات مرد!!! دانشگاه زنده است!!!

    -         ادبیات شفاهی آزربایجان

    -         نسیمی فال

    -         سؤزلوک ، تورکجه SMS لر و تاپماجا

     

    برای ارتباط با یولداش باE-mail  زیر در تماس باشید:

    Yoldash.zengan@gmail.com

     

    حجت الاسلام عبدالعزيز عظيمی قديم، بازداشت شد

    شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱٣٨۷ - ٣ می ۲۰۰٨

    ساوالان سسی: حجت الاسلام عبدالعزيزعظيمی قديم، روحانی هویت طلب آذربايجانی، که در پی احضار به دادگاه ویژه روحانیت قم، در این مکان حضور یافته بود، بازداشت شد.

    یکی از نزدیکان این روحانی آذربایجانی با اعلام خبر بازداشت وی گفت که اطلاع بیشتری در مورد سرنوشت او ندارد.

    عظیمی قدیم که در سال ۱۳۸۴ توسط دادگاه ويژه روحانيت به اتهام «اهانت به حيثيت روحانيت» به ۱۰ سال محروميت از پوشيدن لباس روحانيت محکوم شده بود، پس از ابلاغ حکم قطعی در یک نوبت به لحاظ تخلف از حکم دادگاه و پوشیدن لباس روحانیت محاکمه و به تحمل نود و یک روز حبس محکوم می‌گردد. اما وی باز اين حکم را اجرا نکرد و با همان اتهام، بهمن ماه ۸۶ برای بار دوم از طرف دادگاه ویژه روحانیت قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و احتمالا" بازداشت وی نیز در پی تایید این حکم بوده است.

    عظیمی قدیم طی سالهای گذشته بارها دستگیر و به زندان فرستاده شده است. از آن جمله او روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۳۸۴ به هنگام شرکت در مراسم گراميداشت سالروز مشروطيت كه در پارك طوبي تبريز در كنار مزار باقرخان ، سالار ملی، برگزار شده بود دستگیر و بعد از حدود سه ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد گشته بود. او بعد از محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت تبریز به يک سال زندان، پنج سال نفی بلد، و تبعيد از استانهای آذربایجان محکوم شد. علاوه بر اين، حجت الاسلام قديمی به جرم «اهانت به حيثيت روحانيت» به مدت ده سال خلع لباس شد. فروردین ماه ۱۳۸۵ حجت الاسلام عظیمی قدیم را برای گذراندان مدت حبس به زندان تبریز فرستادند. او ۶ ماه بعد به صورت عفو مشروط از زندان آزاد شد.

    سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۴ آوگوست ۲۰۰۵ - چهار مه ۲۰۰۶ و ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ سه بیانیه جداگانه در مورد عبدالعزیز عظیمی قدیم صادر کرده است.

     

     

    تایید حکم یک سال حبس اکبر پاشایی دانشجوی دانشگاه اورمیه از سوی دادگاه تجدید نظر

    شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱٣٨۷ - ٣ می ۲۰۰٨

    ساوالان سسی: شعبه 10دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی حکم حبس یک ساله اکبر پاشایی دانشجوی هویت طلب دانشگاه اورمیه را که به مدت سه سال تعلیق شده بود، قطعی کرد.

    در رای صادر شده از طرف دادگاه آمده است: «نظر به مجموع اوراق پرونده حکم تجدید نظر خواسته، پس از رسیدگی های لازم مطابق اصول و دلایل موجه با اعمال تخفیفات مناسب و مساعدت قانونی صادر شده است و در این مرحله از رسیدگی، ایراد موجه موثر و مدللی که موجبات گسیختن دادنامه نخستین را ایجاب نماید، به عمل نیامده است. بنا به مراتب دادگاه، مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی محاکم عمومی و انقلاب در امور کیفری با درخواست آقای وکیل، دادنامه معترض عنه را تایید می نماید و رای قطعی است.»

    لازم به ذکر است اکبر پاشایی دانشجوی رشته فیزیک و دبیر کانون دانشجویی "استاد شهریار" دانشگاه اورمیه، روز اول خرداد ماه سال 86 همزمان با اولین سالگرد اعتراضات گسترده ترک های آذربایجان در سال ۱۳۸۵، توسط مامورین حراست دانشگاه ارومیه به عوامل اداره اطلاعات تحویل داده شد. او پس از هفته ها بازجویی توأم با شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان ارومیه منتقل گشته و دهم تیرماه با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.

    وی از روز ۱۹ خردادسال 86 به مدت ۴ روز در اعتراض به رفتار نیروهای امنیتی دست به اعتصاب غذا زده بود.

    دادگاه این فعال دانشجویی ۲۵ مرداد ۱۳۸۶ برگزار شد. در این دادگاه از او در مورد همکاری با نشریه"اویانیش"، تبلیغ و فراخوانی مردم جهت تظاهرات خرداد ٨۵ از طریق ارسال اس.ام.اس و قرائت بیانیه در تحصن خردادماه ۱۳۸۵ دانشجویان دانشگاه اورمیه بر علیه روزنامه ایران٬ سؤال شد.

    دادگاه انقلاب اسلامی اورمیه (قاضی درویشی) در آذرماه سال 86 وی را به یک سال حبس که به مدت سه سال تعلیق می شود٬ محکوم کرده بود.

    در 15 سال گذشته

    جمعيت شهرستان نير از 80 هزار نفر به 24 هزار نفر كاهش يافته است

    خبرگزاري فارس: رئيس شوراي اسلامي شهرستان نير گفت: جمعيت شهرستان نير در 15 سال گذشته از 80 هزار نفر به 24 هزار نفر كاهش يافته است.

    به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، حسن رضاپور پيش از ظهر امروز در همايش يك روزه شوراهاي اسلامي شهرستان نير در مجتمع فرهنگي، هنري الغدير افزود: كاهش چشمگير جمعيت شهرستان نير در 15 سال گذشته از كم توجهي مسئولان ذيربط استان اردبيل به اين شهرستان حاصل شده است.
    وي از روند اجراي طرح‌هاي عمراني منطقه انتقاد كرد و گفت: عدم تحقق بعضي وعده و وعيد‌هاي مسئولان استان به خصوص عملياتي نكردن طرح گردشگري دهكده توريستي سبلان مردم شهرستان نير را رنجيده خاطر كرده است و مردم شهرستان نير چشم انتظار مساعدت‌هاي استاندار اردبيل هستند.
    عظيم ابراهيم پور مديركل امور اجتماعي شوراهاي استانداري اردبيل نيز در اين همايش مشكلات شهرستان نير را قابل درك دانست و افزود: با مودت و وحدت شوراها، مردم و مسئولان استان و شهرستان مي توان گره‌ها را گشود و نارضايتي‌ها را برطرف كرد.
    وي با تشريح شاخصه‌ها، فعاليت‌ها و اقدامات دولت نهم در طول دو و نيم سال گذشته آنرا به مراتب موفقيت آميزتر از 5 سال آخر دولت قبل توصيف كرد.
    همچنين در اين همايش ناصر آذريفر فرماندار نير برنامه كاري فرمانداري و دستگاه‌هاي اداري شهرستان نير را در سال جاري حول محور طرح‌هاي نيمه تمام، پروژه‌هاي راكد مانند دهكده توريستي سبلان و اجريي كردن مصوبات سفرهاي رياست جمهوري برشمرد.
    جواد قرآن نويس رئيس شوراي اسلامي استان اردبيل هم در پايان تعامل مسئولان شهرستان نير به خصوص بخشداران با شوراهاي اسلامي روستا را قابل تحسين دانست و گفت: اين تعامل موجب توسعه و حل مشكلات منطقه است به طوريكه با ادامه اين روند بخش قابل توجهي از مشكلات اين شهرستان برطرف خواهد شد.
    در پايان اين همايش از خدمات حاج ددكشي قليزاده شوراي نمونه شهرستان نير و حسن رضا پور رئيس شوراي اسلامي شهرستان نير با اهداي تنديس تجليل شد.
    انتهاي پيام/ب

     

     

    توابان شرمسار از هویت خویش!

    آیدین تبریزی

  •  

    در یکی از کامنتهایم در ایران گلوبال نوشتم که: " این خط قرمز من است که باید هویت ترکی مرا به رسمیت بشناسید..." آقای محترمی با نام یک ایراندوست سئوالی را مطرح کردند که: "این هویت ترکی چیست و چه تفاوتی با ترک زبان بودن دارد..." پیش از هرچیز باید یک چیزی را روشن کنم که من اصلا به نژاد های انسانی به معنای گونه های مختلف انسان که یکی بر دیگری برتریهای ویژه ای داشته باشد، اعتقادی ندارم، بلکه به "فرهنگ و هویت" متنوع انسانها اعتقاد دارم. تا موقعی که "ترک زبان" فقط به معنی "ترک زبان" باشد، نه تنها هیچ ایرادی ندارد، بلکه بسیار هم درست و مناسب است ولی در مورد آذربایجانی ها این اصطلاح نه به معنی "ترک زبان" که به معنی "ترک زبان شده" استفاده می شود که یکی از ارکان سیاستی کثیف و غیر انسانی است که برای تواب سازی آذربایجانیان از خود بودن خویش و جهت تلقین شرمساری و نفرت از هویت و فرهنگ و زبان مادری شان پی گیری می شود.


    شاید گاهی ترکیب های کردزبان یا بلوچ زبان و... هم استفاده شود ولی این اصطلاح های "آذری"، "ترک زبان" یا "آذری ترک زبان" تنها برای ترکها و به صورت مشابه برای عربها (عرب زبان) که اتفاقا هر دو زبان جزء زبانهای غیر هند و اروپایی هستند، با اصرار شدید استفاده می شود و نام های "ترک" و "عرب" توسط برخی محافل هرگز بکاربرده نمی شود. همه اینها برای تاکید بر این ادعاست که هم آذربایجانی ها و هم عربها، آریایی تبارهایی هستند که که یکی توسط ترکهای وحشی و خونخوار(!) و دیگری توسط عربهای سوسمارخور(!) زبان اصلی اش به زور شمشیر از او گرفته شده و زبانی بیگانه بر او تحمیل شده است. همه اینها برای آن است تا خللی در یکنواختی نژاد پاک آریایی در ایران ایجاد نشود و اصل غیر قابل عدول و خط قرمز عده ای یعنی همان شعار "ایران یعنی سرزمین آریایی ها" اثبات شود. نتیجه این سیاست، همان است که آقای یک ایراندوست می گوید: " البته بسیاری از کسانی که در این مورد ("ترک زبان" بودن) مصرند خود آذربایجانی هستند" آنها همان توابان شرمسار و متنفر از هویت و زبان خویش اند که "ترک زبان" بودن را راهی برای رهایی خود از "ننگ ترک بودن" می دانند!


    نویسنده مشهور قرقیزی، چینگیز آیتماتوف، در دوران شوروی سابق، رمانی نوشت که در آن سرگذشت این گونه افراد که نام "مانقورت" بر روی آنها گذاشت را شرح می دهد که چگونه یک مانقورت قرقیزی، چنان از هویت قرقیزی خود متنفر و عاشق هویت اکتسابی روسی شده بود که برای برملا نشدن هویت قرقیزی خود، مادر خود را که به دنبال پسرش به سرزمین روسها آمده بود، می کشد تا کسی متوجه قرقیز بودنش نشود و خطری متوجه مقام و منسبی که روسها به او داده بودند، نگردد! اما در واقع اینجا مادر، استعاره از زبان مادری است.


    به همین دلیل است که من معتقدم ما آذربایجانی ها بیش از آنکه با شوونیسم فارس روبرو باشیم با شوونیسم ترکهای مانقورت و متنفر از هویت خویش مواجهیم. واژه "ترک زبان" همان معنایی را دارد که "ترک کوهی" برای کردهای ترکیه داشت. و من نفرت کردها از این واژه را با تمام وجود درک می کنم و اگر من هم یک کرد ترکیه ای بودم، هرگز عنوان "ترک کوهی" را نمی پذیرفتم و به رسمیت شناختن "هویت کردی" ام را به عنوان خط قرمزم قرار می دادم و بدون پذیرش آن، حاضر به پذیرش زندگی زیر پرچم ترکیه نمی شدم. اینجا اصلا بحث بر سر این نیست که هویت و زبان ترکی (که من دنبال آنم و کرد ترکیه گریزان از آن و رفتار هر دوی ما کاملا درست و انسانی است)، چه برتری بر هویت و زبان فارسی و یا کردی دارد، بلکه بحث بر سر این است که من نمی خواهم زبانی را که مادرم با مهر و عطوفت مادری به من آموخته است، زبانی تحمیلی از سوی مغولهای وحشی با زور شمشیر بدانم و از آن متنفر باشم! چنگیز هر خونخواری که بود، هیچ ربطی به من ندارد، من زبان مادری ام را از مادر مهربانم آموخته ام و همین برایم کافی است تا این زبان و این فرهنگ را با جان و دل دوست داشته باشم و همینطور است برای یک کرد ترکیه.


    سیاست کثیف تواب سازی و آسیمیلاسیون فرهنگی و زبانی دو رکن اساسی دارد. رکن اول تخریب و تحقیر هویت و زبان امروزی من (هویت و زبان ترکی) با توسل به تاریخ و بدنام کردن تمام چهره های تاریخی منسوب به هویت من و تحقیر هویت، زبان و لهجه امروزین من و به کار بردن معادل های بسیار زننده برای کلمه ترک در ادبیات روزمره (همچون ترک تازی، ترک بازی...) برای هرچه نفرت انگیز جلوه گر شدن آن و رکن دوم آن، بازکردن راه گریزی از این هویت منفور برای من، با این ادعا که این هویت امروزین تو، هویتی تحمیلی توسط همان ترکها و مغولهایی است که تمام صفات نفرت انگیز دنیا به آنها می چسبد! حال خود دانی که آیا این هویت نفرت انگیز تحمیلی را می خواهی یا هویت زیبای اصلی ات را که مغولهای وحشی از تو گرفته اند؟! این گونه است که توابان شرمسار و متنفر از هویت خویش، با تعصبی بیشتر از فارس ها بر این هویت جدید خود تاکید می کنند و اینگونه است که مانقورت با دستان خود، زبان مادریش را می کشد.

     

    فارسی کنونی به صورتي مصنوعي و فرهنگستاني ساخته شده

    اين زبان را در دربار سامانيان، با اهدافي كه به تشريح خواهم آورد، ساخته‌اند، پيش از قرن چهارم هجري هرگز نبوده است و درست به همين سبب، از همان زمان، بوميان ايران، آن را فارسي دري، يعني زبان رايج درباريان خوانده‌اند و در سراسر تاريخ اين سرزمين اين زبان جز در دربار و نزد شعرا و ديگر روابط فرهنگي رسمي و دولتي كاربرد نداشته است، و مردم، درست مانند امروز، با زبان‌هاي بومي خود، از تركي و گيلكي و مازندراني و كردي و عربي و بلوچي و لري رفع نياز كرده‌اند

    تا پيش از مشروطيت، زبان فارسي كنوني در هيچ مكتب‌خانه‌اي به عنوان زبان دانايي آموخته نمي‌شد، آن را زبان محاوره و گفت‌و‌شنود و داد و ستد مي‌شناخته‌اند و زبان دانايي، از شروع تا پايان، از مكتب‌خانه‌ي ملاباجي، تا عالي‌ترين حوزه‌هاي علم و انديشه، زبان درخشان عرب بوده و اين خود حجتي كافي است بر ناتوانی ماهوي زبان فارسي در انتقال مفاهيم و معلومات عالم ساز

    كتيبه هاي هخامنشي، با زبان بوميان اين نجد و با زبان فارسي كنوني بي ارتباط است؛ معلوم كرده ام در دوراني كه مورخين و شرق شناسان دغل، به غلط اشكاني شناخته اند، هيچ نشاني از حكومت و هويت و خط و زبان ملي ديده نمي شود و به زودي دركتاب ساسانيان معلوم خواهم کرد كه فقيرترين عهد ايران، به آن زمان ظهوركرده است. پس از آن همه ادله و اسناد محكم تر از سرب، كه هر ادعايي درباره‌ي خط و زبان و كتابت ملي پيش از اسلام را، از هستي و هويت ساقط مي كند، هنوز مي‌شنويم كه می‌گويند در قرآن واژه هاي فراوان فارسي يافت مي شود!!! بي اين كه پيشاپيش متني معرفي کنند و بياورند اثباتگر اين که پيش از اسلام، اصولاً خط و زبان و گنجينه‌ي لغت فارسي داشته‌ايم و يا لااقل ده واژه از آن لغات فارسي را كه مي‌گويند در قرآن آمده، به وضوح معرفي كنند

    حالا اگر اجل امان دهد، در ورود به دوران پس از اسلام، خواهم گفت كه فارسي كنوني هرگز پيش از سلسله‌ي سامانيان نبوده و خواهم گفت كه اين همه دست به دامني و استمداد زبان فارسي از گنجينه‌ی لغت و قواعد زبان عرب از آن است كه فارسی کنونی به صورتي مصنوعي و فرهنگستاني ساخته شده، نه با بهره‌ از گنجينه‌ي لغت ملي و بومی مردم اين نجد. اين زبان را در دربار سامانيان، با اهدافي كه به تشريح خواهم آورد، ساخته‌اند، پيش از قرن چهارم هجري هرگز نبوده است و درست به همين سبب، از همان زمان، بوميان ايران، آن را فارسي دري، يعني زبان رايج درباريان خوانده‌اند و در سراسر تاريخ اين سرزمين اين زبان جز در دربار و نزد شعرا و ديگر روابط فرهنگي رسمي و دولتي كاربرد نداشته است، و مردم، درست مانند امروز، با زبان‌هاي بومي خود، از تركي و گيلكي و مازندراني و كردي و عربي و بلوچي و لري رفع نياز كرده‌اند، فارسي را زبان جانشين بومي خويش نشناخته‌اند و مگر در صورت نياز و برای رفع حاجت رسمی و دولتی خويش، به آن رجوع نداشته‌اند

    بايد دست كم چندان پيشينه‌ي بحث را شناخت كه بدانيم تا پيش از مشروطيت، زبان فارسي كنوني در هيچ مكتب‌خانه‌اي به عنوان زبان دانايي آموخته نمي‌شد، آن را زبان محاوره و گفت‌و‌شنود و داد و ستد مي‌شناخته‌اند و زبان دانايي، از شروع تا پايان، از مكتب‌خانه‌ي ملاباجي، تا عالي‌ترين حوزه‌هاي علم و انديشه، زبان درخشان عرب بوده و اين خود حجتي كافي است بر ناتوانی ماهوي زبان فارسي در انتقال مفاهيم و معلومات عالم ساز

    بدين ترتيب اگر زبان گوهرين و تواناي عرب، كه در استحكام و قدرت آن همين بس كه بگوييم زبان قرآن است، تنها گزينه‌ي جهان پهناور اسلام بوده و هنوز هم هست، از آن روست كه هيچ فرهنگ و بيان و لغت ديگري قادر نبوده و نيست، كه جان‌مايه‌ي قرآن را جواب دهد، و اگر گروندگان به قرآن، زباني را گزيده‌اند كه قادر به انتقال مفهوم آن متن متين دوران ساز بوده، پس رفتاري عاقلانه و طبيعي در پيش گرفته‌اند، نه ناگزير و تحميلي

    اگر اين مختصر هنوز كفايت نمي‌كند، كافي است كه معترض، لغات عربي را در گفته‌ها و نوشته‌هاي روزمره‌ي خويش بشمرد، تا معلوم او شود كه تمامي واژگاني كه بار بيان را به مقصدي مي‌برد، عربي است و شرمساري بزرگ‌تر اين كه حتي با كوشش بسيار نيز به علت فقر بنياني زبان فارسي، نمي ‌توان در جاي هيچ يك از آن کلمات عرب معادلي نشاند، كوششي كه ده‌ها خيال‌پرداز، از كسروي تا دكتر حسين روحاني، در تجربه‌ی آن ناموفق و ناكام ماندند

    اين تكيه ی زبان فارسي به لغت عرب، شامل حروف و اوزان و دستور آن زبان نيز مي‌شود و هر كلام منثور و يا منظوم به اصطلاح فارسي، چيزي جز كپي‌برداري از قواعد بيان، تقليد اوزان و صورت حروف عربي نيست. اگر كسي توانست در جاي همين دو واژه‌ي «منثور» و «منظوم» جاي‌گزيني توانا به فارسي بياورد، كه به شمايل جمله‌اي درنيامده باشد، من سخن خويش پس خواهم خواند و اگر نتوانست همان بس كه شرمساري كشد

    اگر زباني از هستي و هويت دروني خويش سيراب شود و اگر در ميان مردمي با پيشينه‌ي فرهنگ كهن ثبت باشد، براي عرض اندام و اظهار وجود، مجبور به اين همه رجوع و سجود در پيشگاه زبان ديگر نمي‌شد. به حق و صبر بکوشيم و توصيه کنيم. تا بيانی ديگر. والسلام


    شما زبان فارسی را زبان مشترک و تاریخی خلقهای ایران مینامید.البته آرزو بر جوانان عیب نیست و خواب دیدید خیر باشد

    • شما زبان فارسی را زبان مشترک و تاریخی خلقهای ایران مینامید.البته آرزو بر جوانان عیب نیست و خواب دیدید خیر باشد ضرب المثلهائی است که دقیقأ جایش اینجاست! اگر واقعأ اینطور است پس اینهمه جر و بحث در مورد مسائل ملل غیرفارس چیست؟؟؟ متاسفانه زبان مشترک بنادرست در ادبیات فارسی بجای زبان رابط بکار میرود. ما ایرانی ها در کشورهای مختلف با زبان کشور مربوطه با مردمش تماس میگیریم و این زبان همان زبان رابط ماست مثلأ اگر در کنار ما در آلمان اطریشیها نیز وجود دارند آنها با آلمانیها با زبان مشترک آلمانی تماس دارند. یعنی زبان مشترک زمانی میتواند وجود داشته باشد که آن زبان همزمان زبان هر دو طرف باشد پس باین ترتیب زبان مشترکی بین آلمان و فرانسه وجود ندارد بلکه باز هم اینجا زبان رابط مطرح میباشد تمام کشورهای انگلیسی زبان با زبان مشترک انگیسی، تمام کشورهای عربی زبان با زبان مشترک عربی و… در ایران سه زبان عربی، فارسی و ترکی آذربایجانی از سه گروه زبانی مختلف،عربی قالبی-فارسی تحلیلی و ترکی التصابی بوده و اصلأ ریشهء مشترک ندارند و بنا بدلایل گفته شده در بالا زبان فارسی نمیتواند زبان مشترک باشد. زبان فارسی زبان مشترک بین تاجیکستان وافغانستان و فارس زبانان ایران است. علی رغم هشتاد سال سرکوب و سعی در نابودی زبانهای بومی و قدیمی ایرانی از یک طرف و همزمان تبلیغ و سرمایه گذاری های کلان برای زبان فارسی از طرف دیگر هنوز هم اشخاص مدرسه نرفته در منطق غیرفارس، زبان رابط کشور را بلد نیستند.

    شما وقتی از زبان مشترک (زبان رابط) و تاریخی خلقهای ایران صحبت میکنید و طرفداردمکراسی و حقوق بشر هم هستید چرا ذکر نمیکنید که این زبان رابط نه بوسیله ی همه پرسی دمکراتیک بلکه بزور سرنیزه های رضا شاه قلدر بیسواد حاکم شده است؟ فکر نکنم کسی با زبان فارسی دشمنی داشته باشد ولی چون شونیسم و فاشیسم فارس در دو رژیم پهلوی و شدیدتر و بدتر از آنها رژیم پان فارسیسم- پان شیعیسم فعلی با زور و اجبار میخواهد بهر وسیله ای زبان اقلیت فارسی را زبان رسمی کشور چندزبانه نماید،ع کس –العمل منفی اکثریت جمعیت کشور را برخواهد انگیخت همانطوریکه برانگیخته است.

    سوم- شما باآقامنشی و خیلی بزرگوارانه لطف کرده مینویسید “ترکهائی که بیش از هزارسال در ایران زندگی……و زبان و فرهنگ و مذهب ساکنین ایرانرا به خود پذیرفته اند، “لطفأ اگر متوجه نیستید چه دارید مینویسید چندین دفعه نوشتهء خود را بخوانید تا شاید متوجه بشوید که بدتر از این نمیتوان به بخشی از صاحبان اصلی ایران زمین اهانت کرد. مثلی است معروف که میگوید اگر به بدهکار رو دهند پر رو شده و طلبکار میشود!!! منظور از زبان و فرهنگ ایران چیست؟ همانطوریکه در بالا اشاره شد در سرزمین چندزبانه صحبت از فرهنگها باید باشد و احترام متقابل به زبان و فرهنگ همدیگر. اگر منظور شما از زبان و فرهنگ ایرانی همان جا زدن زبان و فرهنگ فارسی بجای زبانها و فرهنگهای موجود در ایران است، در اینصورت صحبت از دمکراسی و حقوق بشر جز خودفریبی چیز دیگری نمیتواند باشد.

    چهارم- شما در ادامه آریائی های موهومی را آغازگر به “کسب علم نوشتن و شهرسازی و مدنیت” مینمائید. آیاممکن است منبع را ذکر نمائید؟ علاوه بر اینکه سرتاسر تاریخ از توحش و بربریت خونخواران هخامنشی صحبت میکند در سرتاسر کتیبه ها داریوش بزرگ از بریدن گوش و بینی و در آوردن چشم مبارزین اقوام ایرانی که در برابر تجاوزات او مقاومت میکردند، یاد کرده و در خاتمه باافتخار میگوید که تیر در مقعدشان کردم! البته ناگفته نماند وارث کورش و داریوش وحشی و خونخوار” اعلیحضرت خدایگان شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتش داران” نیز این شیوهء برخورد با مخالفین را به ارث برده بود منتها در اواخر قرن بیستم نمیتوانست مثل داریوش از تیر استفاده کند بلکه از بطری اتفاده میکرد، بطوریکه باوقاحت تمام در پاسخ سئوال خبرنگار آمریکائی آقای مایک والاس که پرسید شمااز بطری بعنوان شکنجه در مقعد مخالفین استفاده میکنید، این آخرین شاه آریائی- شاهنشاه آریامهر بالهجه ی غلیظ بریتیش- انگلیش گفت بله نه بطری مااز بطری سکسته استفاده میکنیم!!! آنهائیکه در نیمه ی اول ده ی چهل شمسی در دانشگاه تهران بودند اصطلاح پپسی میخوای یا کانادادرای را حتمأ بخاطر دارند!

    آقای مستشار عزیز و گرامی صحبت از مدنیت آریائی ها بقایای تبلیغات فاشیستها و نژادپرستان هیتلری است که گویا بیش از هفتاد میلیون جان انسان در جنگ دوم جهانی بس نیست و از خون سیراب نشده اند! ناگفته نماند واژه ی آریا از طرف مبارزین اقوام ایرانی بعنوان فحش و ناسزا در مقابل خونخواری هاو بربریت داریوش باو گفته شده است (آریا بمعنی شریر و شورشی است).

    پنجم- شما بدون آنکه خود بخواهید و یا شاید بدانید آنچنان دچار بیماری فارس پرستی هستید که پادشاهان ترک زبان را از نعمت داشتن وزیران فارس زبان نیز بهره مند کرده اید. عجیب است جمهوری اسلامی مظهر دِبش پان فارسیسم هم در اسکناس پنج هزار تومانی نیز با جعل حدیثی از پیغمبر اسلام مردان فارس رابه ثریا جهت کسب علم میفرستد! و از قبل نیز میدانیم که شعوبیه شخص موهوم الهویه ای بنام سلمان فارسی را جهت کتابت قرآن بیاری پیغمبر اسلام فرستاده بود پس معلوم میشود کارهای جهان بدون خردمندان آریائی ممکن نیست! و شعار زنده باد هیتلر و آلمان فوق همه هنوز پا برجاست!!! شبه روشنفکران فارس زبان در مورد فیلم 300 که فقط و فقط گوشه ی کوچکی از جنایات و بربریت خونخواران هخامنشی را نشان میداد، اینهمه سر و صدا براه انداختند، چرا در مقابل نشر اسکناس رژیم که علاوه بر اهانت و بهیچ گرفتن زنان فرهیخته ی فارس زبان ، بملل غیر فارس زبان نیز آشکارا اهانت نموده، تا بامروز سکوت رضایت بخش نموده اند؟ و شما نیز مطلبی در مخالفت باآن بیان نکرده اید.

    اغلب شهرهای استان اردبیل با احتمال خشکسالی رو به رو هستند

     معاون عمرانی استاندار اردبیل گفت: در صورت ادامه وضعیت فعلی کم آبی ، بیشتر شهرهای این استان با احتمال وقوع خشکسالی رو به رو می‌شوند.

    به گزارش روز پنجشنبه روابط عمومی استانداری، ناصر هاشم پور در نشست ستاد حوادث و سوانح پیش بینی نشده استان افزود: این مساله رعایت الگوی مصرف و صرفه جویی مردم و کشاورزان استان در مصرف آب را ضروری تر کرده است.

    وی گفت: برای مقابله با خشکسالی ستاد مقابله با خشکسالی با هدف ارایه خدمات تخصصی و اضطراری در این استان تشکیل شده است.

    وی افزود: در این ستاد ۲۳کارگروه تخصصی عملیاتی ، آموزشی ، پیشگیری و مدیریت بحران در قالب کارگروههای تخصصی برای رفع مشکلات تامین آب شرب در استان و رفع و تامین بخشی از خسارات کشاورزان و زارعان خسارت دیده از خشکسالی برنامه‌ریزی می‌کنند.

    وی از پیش بینی ۷۵میلیارد ریال اعتبار برای توسعه آبرسانی به روستاهای استان در سال جاری خبرداد و اظهار امیدواری کرد با اختصاص ۹۰میلیارد ریال دیگر از محل اعتبارات سفر دوم رییس جمهوری به استان زمینه برای تکمیل پروژه‌های نیمه تمام آبرسانی به روستاهای استان فراهم شود.

    استان اردبیل جزو شش استان حادثه خیز کشور درزمینه بروز حوادث غیر- مترقبه از جمله زلزله ، سیل ، رانش زمین و خشکسالی است.

     

    ميزان ذخاير نمك موجود در پارك ملي درياچه اروميه ارزيابي مي‌شود

    مهاباد، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۲/۱۱‬
    داخلي.اجتماعي.محيط زيست.درياچه اروميه.

    مديركل حفاظت محيط زيست آذربايجان غربي از اجراي طرح مطالعاتي ارزيابي ذخاير نمك موجود در پارك ملي درياچه اروميه در سالجاري خبر داد.

    "كيومرث كلانتري"، روز چهارشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: اين طرح با هدف بررسي ميزان نمك موجود در پارك ملي درياچه اروميه، بررسي ارزش‌هاي اكولوژيكي و اقتصادي و بررسي نحوه برداشت نمك براي حفظ تعادل اكولوژيكي اين اكوسيستم اجرا مي‌شود.

    وي گفت: با اجراي اين طرح كه بصورت تحقيقاتي و كاربردي اجرا مي‌شود سعي خواهد شد تهديداتي كه در زمان حاضر اين پهنه آبي را با خطر مواجه ساخته است به فرصت تبديل شود.

    كلانتري افزود: اين طرح با همكاري موسسات علمي و دانشگاهي استان و سازمان حفاظت محيط زيست با استفاده از اعتبارات طرح "حفاظت از تالابهاي ايران" به اجرا گذاشته خواهد شد .

    وي يادآور شد: در قالب اجراي طرح مذكور از نمك مازاد در آب اين درياچه كه در زمان حاضر به بيشترين ميزان خود در طول عمر اين درياچه و به ميزان ‪ ۳۰۰‬گرم در ليتر رسيده است بصورت اصولي جهت تنظيم تعادل اكولوژيكي اين درياچه برداشت خواهد شد.

    ميزان غلظت نمك در آب اين درياچه در شرايط عادي ‪ ۱۶۰‬گرم در ليتر است .

    كلانتري گفت: برداشت نمك از درياچه اروميه بايد متناسب با شرايط بحراني آن بوده و ترجيحا بصورت مكانيكي در سواحل آن بشكلي خواهد بود كه سيماي طبيعي درياچه را بهم نزند .

    مديركل حفاظت محيط زيست استان آذربايجان غربي افزود: وضعيت بحراني پارك ملي درياچه اروميه باعث شده است تا اين سازمان چراغ قرمز خطر را براي يكي از نادرترين ذخيره‌گاه‌هاي بيوسفري جهان روشن سازد .

    كلانتري گفت: كاهش ارتفاع آب پارك ملي درياچه اروميه به ميزان شش متر نسبت به ماكزيميم آن باعث شده تا ‪ ۱۲۰‬هزار هكتار از عرصه‌هاي جنوبي، شرقي و نقاط پست اين درياچه به شوره‌زار تبديل گردد .

    وي اضافه كرد : شوري بيش از حد آب درياچه اروميه بر زندگي آرتميا تنها موجود زنده اين درياچه نيز تاثير گذاشته است بطوريكه شرايط زيست آن را نيز مختل كرده است.

    كلانتري افزود: بر اثر شوري بيش از حد آب، تعداد تخم آرتميا از ‪ ۵‬تا ‪۳۰‬ عدد در هر ليتر آب درياچه، به يك تخم كاهش يافته است .

    كلانتري، كاهش نزولات آسماني و خشكسالي، تغيير الگوي كشت و استفاده از پارك ملي درياچه اروميه يكي از ‪ ۵۹‬ذخيره‌گاه طبيعي محيط زيست جهان است كه به دليل طبيعت مناسب براي زيست دائمي و موقت انواع پرندگان كمياب و نادر جهان و زيبايي‌هاي طبيعي سواحل و جزاير آن از سوي "يونسكو" به عنوان يك ذخيره‌گاه "بيوسفوري" (زيست سپهر) در جهان شناخته شده است .

    در اين پارك ملي و تالابهاي اقماري آن انواع جانواران و حيوانات مختلف و كميابي همچون گوزن زرد ايراني، قوچ و ميش ارمني و انواع پرندگان نادر زندگي مي‌كنند.

    اين درياچه با زيبايي‌هاي طبيعي خود يكي از بزرگترين معدن املاح جهان به شمار مي‌رود كه نزديك به هشت ميليارد متر مكعب انواع نمك‌ها را درخود جاي داده است.

    درياچه اروميه پس از "بحرالميت" دومين درياچه شور از نظر سختي آب در جهان محسوب مي‌شود و بيستمين درياچه بزرگ جهان است.

    اين درياچه دربين استان‌هاي آذربايجان شرقي و غربي واقع شده‌است و مساحت كلي حوزه آبريز آن ‪ ۵۱‬هزار كيلومتر و حجم كلي آب موجود در اين آن تا مرز ‪ ۳۷‬ميليارد متر مكعب مي‌رسد.

    طول اين درياچه از شمال به جنوب ‪ ۱۳۵‬كيلومتر و عرض آن ‪ ۱۸‬تا ‪ ۵۵‬كيلومتر و عميق‌ترين نقطه آن ‪ ۱۶‬متر است . ك/‪۳‬
    ‪۵۳۰/۵۸۴‬

    فصل سوم كاوش در قلعه "بويني يوغون" شهرستان نير آغاز شد

    اردبيل، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۲/۱۴‬
    داخلي.فرهنگي.ميراث فرهنگي.كاوش.

    معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان اردبيل از آغاز عمليات فصل سوم كاوش در منطقه تاريخي "بويني يوغون" در روستاي كورعباسلوي شهرستان نير خبر داد.

    بهروز ندايي روز شنبه به خبرنگار ايرنا گفت: سومين فصل كاوشها در اين منطقه با حضور كارشناسان و باستانشناسان سازمان مركزي ميراث فرهنگي از چند روز پيش آغاز شده است.

    وي قدمت اين قلعه تاريخي را مربوط به هزاره نخست پيش از ميلاد عنوان كرد و افزود: اين محوطه تاريخي كه جنبه استراتژيكي و نظامي دارد، در محوطه‌اي به مساحت ‪ ۳۰۰‬هكتار شكل گرفته و شامل ارگ ، برج و باروهاي مستحكم از جنس ساروچ و خشكه چين است.

    وي اظهارداشت: تاكنون دو مرحله كاوش در اين محوطه انجام شده و فصل سوم كاوش نيز به سرپرستي دكتر اكبر فرج پور از باستان شناسان كشور با اختصاص ‪ ۴۷۰‬ميليون ريال اعتبار آغاز شده است.

    ندايي در ادامه گفت: تاكنون دو جلد گزارش كاوش در اين منطقه و قلعه تاريخي شامل توصيف سفالهاي اشكاني به همراه طرح، عكس و نظريه منتشر شده و با توجه به گستردگي اين محوطه باستاني مطالعات مستمر و تكميلي در آن ادامه خواهد يافت.

    وي افزود: حاصل مطالعات فصل اول و دوم نشان مي‌دهد كه آثاري از تمدنهاي عصر مفرغ، اشكاني و دوره‌هاي اسلامي در آن وجود دارد.

    وي وجود سفالينه‌هاي سالم، منجوقهاي رنگين، دكمه‌هاي طلايي، فضاهاي معماري خاص و آب انبارهاي متعلق به دوره‌هاي مختلف عصر مفرغ ، اشكاني ، ساساني و دوره اسلامي موجود در اين محوطه تاريخي نشانگر استفاده مداوم و مستمر از اين قلعه تاريخي است.

    معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان اردبيل با اشاره به ثبت اين اثر تاريخي در فهرست آثار ملي افزود: اين منطقه پس از تعيين حريم براي ادامه كاوشهاي باستان شناسي بر اساس طرح مصوب پژوهشگاه سازمان مركزي ميراث فرهنگي به عنوان يك واحد پژوهشي مستقل مورد كاوشهاي علمي قرار خواهد گرفت.ك/‪۳‬
    ‪۵۸۷/۶۱۸/۵۳۵‬

    مدیر بخش تاریخ موسسه امام خمینی شهید باقرخان را قمار باز و شرابخوار معرفی کرد!

     در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت، دانشگاه تکنیک اصفهان شاهد یکی از زشت ترین اهانتها به مقام شامخ سالار مبارزان آذربایجان، باقرخان، قهرمان سلحشور ملت تورک گردید. گفته می شود در مناظره ای که تحت عنوان “روشنفرکان و جامعه” در تالار شهید فتوحی این دانشگاه از سوی بسیج دانشجویی برگزار گردید اقایان دکتر علی رجایی و  حجت الاسلام دکتر رهدار شرکت کرده بودند.

    متاسفانه آقای رهدار در بخشی از سخنان خود به صراحت و وقاحت شهید باقرخان را فردی قمار باز و شراب خوار معرفی کرد و لقب سالار ملی او را به استهزا گرفت و با بی شرمی گفت چنین فرد منحرفی در تاریخ ما به هیچ دلیل، لقب سالار هم گرفته است!!!

    او با گستاخی تمام افزود در گذشته نیز چنین اظهاراتی را بر زبان رانده و موجب آزار تورکان شده است که بی اعتنا به این موضوع باز هم با افتخار بر زبان خواهد راند. لازم به ذکر است که آقای رهدار مدیر بخش تاریخ موسسه امام خمینی است.گفته می شود دانشجویان تورک دانشگاه اصفهان بعد از اطلاع از این اهانت بزرگ در حال آماده شدن برای اعتراضات دانشگاهی هستند.

    كشته شدن كسروي

    نوشته هاي كسروي بويژه در زمينه مسائل ديني ، خشم مذهبيون را به شدت برمي انگيخت . آيات عظام و مراجه تقليد در نجف و قم با خشم بسيار كسروي را زير تيغ حمله خود گرفته و نهايتا با صدور فتوي ، فرمان قتل وي را صادر مي كنند . نواب صفوي كه طلبه اي است در نجف و از مراجع تقليد تائيديه لازم را براي كشتن كسروي گرفته است ، راهي تهران مي شود تا به وظيفه شرعي خود عمل كند . در تهران شيخ محمد حسن طالقاني ، امام جمعه مسجد ظهيرالاسلام پول لازم را در اختيار وي قرار ميدهد .

    براي اولين بار درهشتم ارديبهشت 1324 ، نواب صفوي به همراه فردي به نام محمد خورشيدي ، در چهار راه حشمت الدوله به جان كسروي سوءقصد ميكنند . در اين حمله موفق به كشتن كسروي نمي شوند . كسروي كه مجروح شده است به بيمارستان ميرود و نواب صفوي دستگير مي شود . چند روز بعد نواب با ضمانت بازرگاني به نام اسكوئي از زندان آزاد مي شود . پس از آزادي از زندان با صدور اعلاميه اي تشكيل جمعيت فدائيان اسلام را اعلام مي كند . همزمان فشار به دولت وقت براي جلوگيري از انتشار كتاب هاي كسروي افزايش مي يابد . حجت الاسلام حاج سراج انصاري ، فقيهي شيرازي و سيد نورالدين شيرازي به دادگستري تهران بر عليه كسروي شكايت مي كنند . در اين سال ها دربار به دنبال حفظ رابطه حسنه با مراجع مذهبي است . با پشتيباني دربار شكايت پيگيري مي شود و كسروي براي روز بيستم اسفند 1324 به دادسراي تهران احضار ميشود . فدائيان اسلام از روز دادگاه وي با خبر شده و تصميم مي گيرند تا در اين روز براي بار دوم به جان وي سوءقصد كنند . 8 نفر براي اين عمليات انتخاب مي شوند . در ساعت نه صبح ، زماني كه تنها چند دقيقه از ورود كسروي به اتاق بازرس نگذشته بود ،مظفري و برادران امامي وارد اتاق شده و به سمت كسروي و همراه وي حدادپور تيراندازي مي كنند . و پس از آن كه از كشته شدن كسروي اطمينان يافتند ، الله اكبر گويان از اتاق بازرس خارج شده و بهمراه ساير اعضاء گروه از كاخ دادگستري مي گريزند .

    پس از قتل كسروي برادران امامي دستگير مي شوند . ولي چندي بعد با فشار روحانيون و حمايت دربار ،‌قاتلان كسروي از زندان آزاد مي شوند . جنازه كسروي و حدادپور براي دور ماندن از دسترس مرتجعين مذهبي ، توسط ياران و دوستانشان در كوه هاي شمال تهران دفن مي شوند .

    خبر كشته شدن كسروي در ميان مذهبيون چنان با استقبال روبرو شد كه ايت الله خوانساري كه مريض بود و جلسه بحث خود را تعطيل كرده بود ، به وجد آمد و بيماري خود را فراموش كرد . آدمكشان « فدائيان اسلام »‌ قهرمانان اسلام شدند .

    كشتن كسروي ، تنها كشتن يك انديشمند مخالف نبود . كشتن كسروي ، كشتن سمبل آزاديخواهي ، ترقي طلبي ، دگرانديشي و نوانديشي بود . 

    داستان خراب کردن مقبره رضا شاه

     

    برگرفته از: خاطرات آیت الله صادق خلخالی گیوی،نشر سایه، چاپ هشتم، 1383، ج1، صص342 و 347

    ما به دفتر امام رفتیم و، طبق معمول، از هر دری سخن به میان آمد و گفته شد: زمان آن فرا رسیده است كه مقبره پهلوی خراب شود. این ایام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر ، سادات با پناه دادن شاه، می خواست او را در بازگشت به ایران كمك كند ؛ ولی ما می خواستیم به او نشان دهیم كه دیگر در ایران هیچ گونه ریشه و پایه و خانه ای ندارد.
    ما آن روز به سپاه رفتیم و فرزند رشید اسلام، آقای عباس دوزدوزانی ، سرپرست سپاه ، امكانات لازم را در اختیار ما گذاشت. ما در حدود دویست نفر ، با هم جمع شدیم و با بیل و كلنگ ، به طرف حضرت عبدالعظیم به راه افتادیم .من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم برای مردم سخنرانی پرشوری كردم و گفتم: دوره قرار گرفتن بناهای زشت و زیبا در كنار هم، پس از انقلاب اسلامی به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی توانند در كنار مزار شهیدان به خون خفته و چهره های درخشان اسلام، مقبره جنایتكارانی مانند رضا خان و ناصر الدین خان و ... را تحمل نمایند. باید به هر وسیله كه شده ، مقبره های سردمدارن كفر و الحاد تخریب شود .
    با صدور فرمان حركت بسوی مقبره پهلوی ، مردم بسیج شدند . آنها در همان دقایق اول خیلی تلاش كردند ، ولی در عمل مشاهده شد كه مقبره به قدری محكم ساخته شده كه بیل و كلنگ بر آن كارگر نیست . البته مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه كرده وبودیم. از طرف ساختمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلمبرداری كنند. یكی سنگ ها را می شكست ، دیگری پله ها را می كند و سومی به در و پنجره حمله می كرد . سر انجام كار به گریدر و بلدوزر هم كشید .
    ساعت ، حدود 4:30 بعد از ظهر بود كه از طرف بنی صدر پیام آوردند ، مبنی بر اینكه از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نكردم ، ولی كم كم كار جدی شد و جناب میر سلیم ، سرپرست وزارت كشور نامه ای رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی صدر است و شما باید به هر نحو که شده دست از تخریب بردارید وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم ، یعنی شما را توقیف کنیم. من دیگر دیدم جای تامل نیست لذا گفتم که: به آقای بنی صدر بگویید، هرچه می خواهد طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم از اینجا خارج نخواهیم شد.
    ما از فردای آن روز با توجه به اتفاقاتی كه افتاده بود و مقالات درج شده در روزنامه ها ، باز به كار خود مشغول شدیم مردمی كه به زیارت حضرت عبدالعظیم می آمدند ، با شعارهای خود ما را تایید می كردند . تعداد بی شماری از مردم تهران برای كمك آمده بودند وفریاد می زدند : مقبره هرچه زودتر باید تخریب شود .
    شاید شما ندانید كه این مقبره را تا چه حد محكم ساخته بودند . ما آن را مثقال مثقال می كندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل عادی، بدان كارگر نبود . سرانجام ، ما مجبور شدیم كه با دینامیت ، مقبره را به تدریج خراب كنیم . هر روز مهندسین و كارشناسان تخریب از كارخانه سیمان ری می آمدند و چه بگویم، متجاوز ار بیست روز طول كشید تا آن دكور شیطانی فرو ریخت و به طور کامل تخریب شد . بعد از تخریب صدای شادی از مردم بلند شد و شور و شعف به قدری بود كه غیر قابل وصف است .ما در جواب آقای بنی صدر در روزنامه ها نوشتیم كه این خودكامگی نیست ، بلكه تبعیت از آرای ملت است.بعدا هم امام امت در بیانات خود، تخریب مقبره را تایید كرد و فرمود: كار آقای خلخالی درست است.
    ما تنها مقبره رضا خان را با خاك یكسان نكردیم، بلكه قبر علیرضا پهلوی و فضل الله خان زاهدی و منصور و دیگر سردمداران فساد را نیز نابود كردیم. همچنین دستور دادیم که سنگ قبر ناصرادلین شاه را بکنند،] اما [هر چه مقبره رضا خان را بیشتر می كندیم، حتی اثری از استخوان های او هم بدست نیامد. بعدا معلوم شد كه شاه هنگام فرار، استخوان های پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا در یك جای امن نگهداری می شود

     

     

    حمله اعضای حزب حاکم "جنبش ملی واحد گرجستان" به روستاییان اذربایجانی

     بیزیم سولدوز:چند تن از اعضای حزب حاکم "جنبش ملی واحد گرجستان" دو طرفدار حزب مخالف عضو کمیسیون حوزه انتخاباتی محلی واقع در روستای قره بولاخلی (روستای مقیم آذربایجانی ها) منطقه دمانیسی را مجروح کرده اند. از دفتر مرکزی بلوک سیاسی "مخالفین واحد- شورای ملی- راستگرایان" اعلام کردند، دیشب اعضای حزب حاکم در حال مستی با درخواست همکاری بدون شرط با حزب حاکم، اقدام به درگیری و چاقوزنی کرده اند.

    مجروحان بلافاصله به بیمارستان مرکزی تفلیس انتقال یافتند.

    داوید قامکرِلیدزه یکی از رهبران بلوک سیاسی به خبرنگاران گفت، نمایندگان جناح حاکم در منطاق اسکان اقلیتهای ملی با نهایت بی شرمی به رأی دهندگان فشار می آورند و آنها را تهدید می کنند. وی افزود: "آنها مثل سال گذشته، نمی توانند به عدم حمایت آذربایجانی ها از حزب حاکم راه دهند و بهمین خاطر متوسل بزور می شوند- این امر کاملاً ترور است".

    سوزار سوباری مدافع خلق گرجستان ضمن بازدید از مجروحان بیان داشت: "این حادثه تصادفی نیست، زیرا در غیر این صورت عاملان جنایت مجازات می شدند و نیاز به انتقال مجروحین به تفلیس در تاریکی شب نمی شد".

    وی افزود: "هنوز عدم دستگیری جنایتکاران حکایت از ماهیت سیاسی آن دارد".

    زوراب مِلیکیشویلی دبیر کل حزب حاکم نیز از مجروحان بازدید کرد. او گفت که جناح حاکم بمنظور مجازات شدید همه عاملان اقدامات لازم را انجام خواهد داد. وی افزود: "من قول می دهم که این مورد بطور جدی پیگیری خواهد شد".

     

    حمایت آژانس بین المللی انرژی اتمی از ساخت نیروگاه هسته ای در آذربایجان

     

    رایزنی های سه روزه در تاریخ 28 تا 30 آوریل در وین در قالب آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد مسأله ساخت اولین نیروگاه هسته ای تجربی در آذربایجان صورت گرفت. در این رایزنی ها هیأت نمایندگی آذربایجان به سرپرستی عادل قریب اف مدیر انستیتوی مسایل تشعشعات آکادمی علوم آذربایجان شرکت کرد.

    وی در مورد نتایج مذاکرات به خبرنگار خبرگزاری ترند در وین مطالب زیر را گفت:

    سؤال: آیا نتایج اصلی رایزنی ها عبارت از چیست؟

    پاسخ: در مرحله کنونی آذربایجان طرحهای مختلفی ارایه نموده است. ولی در این نشست موضوع ساخت نخستین راکتور اتمی در آذربایجان مورد بررسی قرار گرفت. مهم این است که آژانس بین المللی انرژی اتمی از ساخت نیروگاه هسته ای در آذربایجان حمایت می کند.

    سؤال: بطور کلی، در این نشست کدام پروژه هایی بررسی شد؟

    پاسخ: بعضی طرحها در طرح تعاون فنی بین آذربایجان و آژانس بین المللی انرژی اتمی طی سالهای 2009- 2011 پیشنهاد گردیده است. دو تن از این طرحها توسط آکادمی علوم آذربایجان پیشنهاد شد. طرح اول شامل ساخت راکتور اتمی تجربی و پروژه دوم نیز شامل ساخت مرکز استرلیزه تشعشع میباشد. این طرحها خیلی ضروری است. بطوری که آذربایجان وارد دوران اتمی می شود. تاکنون در کشورمان هیچگونه واحد اتمی و مواد اتمی موجود نبوده است. موضوع گفتگوهای ما مربوط به این طرحها و وظایف فرا روی آنها و زمینه های تحقق پروژه ها بوده است. این مذاکرات در شرایط بسیار حساس سپری شد و در پایان تصمیم گرفتیم تا طرح ساخت راکتور بایستی در قالب معیارهای بین المللی اجرا شود.

    در مرحله اولیه باید کارشناسی اقتصادی و فنی راکتور محاسبه شود و راکتور مناسب جدیدی انتخاب گردد. هم اکنون راکتورهای مختلفی در کشورهای گوناگون تهیه می شود. کشور ما میبایستی انطباق تمامی این راکتورها با شرایط ما را مشخص کند و همه این مسایل از طرف کارشناسان تحلیل خواهد شد.

    همچنین لازم بذکر می دانم که آژانس بین المللی انرژی اتمی و کشور ما موافق ساخت راکتور هستند. ولی این بدان معنی نیست که از همین فردا راکتور آغاز بکار خواهد کرد. بدین منظور بایستی شرایط فراهم شود- این هم بمعنی امنیت و حمایت مالی است.

    سؤال:  آیا چه نوع راکتور در نیروگاه احداث خواهد شد؟

    پاسخ: این مطلب را ما می توانیم در پایان اجرای پروژه اعلام کنیم. این امر بستگی به کیفیت کار، امکانات مالی کشور و قابلیت استفاده از راکتور دارد. بطوری که این کار جدیدی است و بایستی تا جزئیات بررسی و مطالعه شود. آذربایجان باید جهت نصب و راه اندازی راکتور به ایجاد شرایط ایمنی کار ضمانت دهد.

    سؤال: پس محل ساخت نیروگاه چه موقع تعیین خواهد شد؟

    پاسخ: اکنون مکاناهای مختلفی بمنظور ساخت نیروگاه بررسی می شود. لیکن بایستی پژوهشهایی مانند تحلیل خاک شناختی صورت پذیرد. به اعتقاد من، این امر پس از تخصیص بودجه دولتی بعمل خواهد آمد.

    سؤال: کدام اقداماتی با هدف تربیت پرسنل انجام خواهد گرفت؟

    پاسخ: دو راهکار وجود دارد. اولاً، اعزام کارشناسان به آذربایجان است. البته، بدلیل نیاز مستمر به این امر، در مورد زمینه های تشکیل دوره های آموزشی مشترک به توافق رسیده ایم. فعلاً آژانس بین المللی انرژی اتمی از این حمایت می کند.

     

     

     

                                        سیاست آزمون و خطای رژیم،

     

               این بار نماد مقاومت و مدنیت آذربایجان جنوبی را هدف قرار داده است!

     

    بيزيم سولدوز:ارك تبريز

    بیزیم سولدوز: بنا بر خبرهای رسیده، ظاهراً پس از تخریب بخش اعظم بنای تاریخی و باشکوه ارک قالاسی تبریز در سالهای اولیه پس از انقلاب اسلامی، توطئه دیگری جهت نابودی این بنا در راه است!...

    بخش بزرگی از بنای ارک قالاسی تبریز که یادآور مقاومت دلیرانه ستارخان و باقرخان و یارانشان و نیز شاهد کشمکش مدرنیته آذربایجانی با نظام فاسد حکومتی وقت بوده و هنوز آثار توپ های قشون محمدعلی شاه قاجار بر تن بی رمقش باقیست، در آن سالها به دستور مجتهد شبستری، آخوند خودفروخته و مزدور رژیم و امام جمعه حال حاضر تبریز، به بهانه واهی مرکز فساد!!! بودن، با دینامیت و بمب تخریب شد؛ که البته اگر دخالت سازمان های فرهنگی بین المللی از جمله سازمان یونسکو نبود، اکنون فقط تصاویر قدیمی و خاطرات تلخ آن برایمان به جا مانده بود! چند سال پیش هم علی رغم مخالفت مردم آذربایجان، رژیم، شروع به احداث مصلای تبریز در محوطه تاریخی این بنا - و یا به قول مجتهد شبستری، مرکز فساد تبریز!!! -  کرد که با وجود دو بار دادگاهی شدن پروژه احداث مصلی، سرانجام دادگاه رژیم رای به ادامه احداث آن داد و این امر منجر به خارج شدن بنای ارک قالاسی از فهرست میراث جهانی یونسکو گردید!!! در سالهای اخیر نیز با وجود ایجاد ترک های عمیق بسیاری بر پیکر بنا، نه تنها رژیم هیچ اقدام مؤثری جهت ترمیم و بازسازی بنا انجام نداده است، بلکه شروع به حفاری هایی مبهمی نیز در زیر آن نموده است.

    شب پنج شنبه باخبر شدیم، رژیم دوباره حفاری های شبانه ای را در اطراف ارک آغاز کرده است. بنا بر خبرهای رسیده، قرار است یک پارکینگ طبقاتی زیر زمینی - ظاهراً در سه طبقه - پشت محوطه ارک و در زیر خیابان ناتمام واصل بین خیابان طالقانی و خیابان شهناز(شریعتی) جنوبی احداث شود. لازم به ذکر است که خیابان مذکور به دلیل ناتمام بودن تبدیل به یک پارکینگ در آن منطقه از تبریز شده بود. مرحله خاک برداری این پروژه که سه روز پیش توسط شهردار تبریز کلید خورده، از ساعت 20:00 شب پنج شنبه رسماً آغاز شده است. کارگران نیز خیابان مذکور را با ایجاد موانع داربستی و نصب تابلوهای ورود ممنوع مسدود نموده اند. نکته قابل توجه، تجمع دیشبی تعداد زیادی از اهالی تبریز در کنار محل انجام پروژه بود که در اثر کثرت پخش SMS های این خبر، با هر وسیله ممکن خود را بدانجا رسانده بودند. نگهبانی آنجا نیز پس از اینکه نتوانست افراد حاضر در آنجا را متفرق کند، پلیس را باخبرنمود؛ پس از چند دقیقه دو ماشین پلیس جهت کنترل اوضاع به آنجا فرستاده شدند. با اینکه محل خاک برداری از خود بنای ارک قالاسی فاصله دارد، اما حفاری زیر ارک نیز محتمل خواهد بود. نکته عجیب این است که بسیاری از پروژه های ناتمام آذربایجان - نظیر میانگذر اورمو گؤلو - سالهاست که یا مسکوت مانده و یا مراحل اجرایی آنها به کندی پیش می رود، به طوری که حتی روزها کار نکردن پرسنل اجرایی پروژه ها نیز برای ما آذربایجانی ها یک عادت گشته است؛ اما حالا چه شده است، رژیم با چنان جدیتی - آن هم شبانه!!! - مشغول اجرای پروژه ای است که انسان گمان می کند، تبریز تبدیل به تهران و یزد و اصفهان و مشهد و شیراز و کرمان و ... شده است!؟ به گفته شاهدان، هر پنج دقیقه کامیون های حامل نخاله، خاک های برداشته شده توسط یک دستگاه لودر را که بی وقفه کار می کرد، به جای نامعلومی منتقل می کردند. کارگران مشغول در آنجا، کمی ترافیک در شب را دلیل کار شبانه عنوان می کردند! ماشین های پلیس هم تا پاسی از شب در آنجا کشیک می دادند. گفتنی است، پشته های بزرگی از خاک نیز در دو سوی محل حفاری جهت پنهان ماندن نحوه خاک برداری ایجاد شده است.

    از کسانی که اطلاعات دقیقتری از این جریان دارند، درخواست می شود تا آنها را به آدرس E-mail این وبلاگ ارسال کنند. اخبار تکمیلی در روزهای آتی مخابره خواهد شد. (اذوح)

     

     

     

     

     



    Yazarتوسط : Araz Ataxan | لينکilişim |پنجشنبه 5 اردیبهشت1387|

    son yazilarآخرين مطالب
    »
    »
    » واکنش شدید شورای همکاری خلیج فارس به اظهارات مقام ایرانی
    » انتقال ودود اسدی، دانشجوی بازداشت شده در رشت، به زندان اوین
    » AMAT- ın sözçüsü Çingiz bəy Göytürkün çıxışı
    »
    » xeber
    »
    » دختر آذربايجانی اسير شده توسط ارمنی ها
    »
    »
    »
    » xabar
    »
    »
    » نورالدین
    » URMUDAN ŞƏKİLƏR VƏ FİLMLƏR
    »
    » azadurmu
    » سرکوب فعالین مدنی، روزنامه نگاران و دانشجویان در اردبیل

    درباره ما‏ sozumuz



    ایران فارس نیست,فارس هم ایران نیست
    شوونیزم فارس سیستم دولت مرکزی ایران را براساس فارسیت (ایران = فارس) بنا نهاده و استقلال ملل غیرفارس را سرکوب، موجودیت ملی آنهاراانکار،زبان آنها ممنوع و تاریخشان را جعل،اولویت فارس بودن را براین ملل تحمیل نموده
    پس از الحاق آذربايجان جنوبی، رژيم به تقسيم اراضی آذربايجان وپيش کشی آن به ايالات ديگر پرداخت.آذربايجان جنوبی تدريجا به استان های آذربايجانغربی، شرقی، زنجان، همدان، تقسيم گرديد. قزوين و ساوه از آذربايجان جداگرديد. زبان ترکی در مدارس،ادارات، ارتش، دادگاه وتمامی جلسات رسمی و دولتی ممنوع،کتابهای ترکی وغیره قدغن شده نامهای تورکی شهرها و روستاهاواماکن تاریخی تغییر،به فارسی تغيير يافت،سياست رژيم پهلوی پس ازانقلاب به ظاهر اسلامی نيزادامه يافت .تحصيل به زبان مادری همچنان قدغن باقی ماند.سیاست شدیدآسیمیله تحت نام تمامیت ارضی تطبیق شده و می شود.بانام ایران ملل غیرفارس رااسارت درآورده است. ترکهاآذربایجان جنوبی اکثریت را تشکیل می دهند (35000000.) تنها راه نجات از این اسارت .استقلال کامل این ملل است.حتی سیستم فدرال نمی تواند منافع ملی ما را برآورده کندفدرال در ایران منتج به استقلال آذربایجان نخواهد شد فدرال همان سیستم تمرکزگراست و فدرالچی با ایرانچی مترادف است.
    بنابرهمین ضرورت است که آذربایجان جنوبی برای استقلال کامل و برقراری جمهوری دمکراتیک آذربایجان جنوبی مبارزه کند
    حرکت ملّی آذربايجان جنوبی به هیچ دولت، مملکت و قدرتی وابسته نیست.استقلال طلبی و خواستن استقلال به وطن ملی خود حق انسانی، و دمکراتیک هر فرد می باشد.ملت آذربایجان در دفاع از وجب به وجب سرزمین مادری اش وآزاد سازی واستقلال تمامی خاک های آزربايجان اززير استعمار گران شوونيسم فارس و ارمنی تمامی راه هاراخواهد پيمود
    قیام ملّی آذربایجان شمالی کمر شوروی را شکست
    حرکت ملّی آذربايجان جنوبی ایران آریایی راچه
    خواهد کرد؟
    ARAZ Ataxan

    موضوعاتmovzülar bələdci
    pind پيوند روزانه
    AZAD URMU MUSEQISI
    (ِِِANA sayfa (AZAD URMU

    http://gaip.org/ http://insanhaqlari.blogfa.com/ http://qadin1.blogfa.com/ http://www.savalansesi.com/ http://urmusesi.blogfa.com/ yolmuz istiqlal yolu
    Türkəm bu cəhətdən özümü xoşbəxt hiss edirəm . ایل دیرکی سرمایمیزی چاپیب آپاریلار اصفاهان و کرمانا. 80 ایل دیر کی فارس شوونیزمی اقتصادیمیزی محو ائدیب مللتیمیز پیس ، قارا و کاسیب گونه سالیبدیر.80ایل دیر کی فارس شوونیستلری دیلیمیزی قاداغان ائدیب ، تورپاقیمیزی اشغال ائدیب وبیزی تحقیر ائدیر بسدیر داها . بو گون حساب سورماق گونودور. بو گون اشغالچینی قووماق گونودور. بو گون انقلاب گونودور. بوگون آزادلیق گونودور . قالخ آیاقا ای آذربایجانین قیرتلی مللتی. قالخ آیاقا ای تورک ایگیدی . قالخ آیاقا ای تورک قیزی . . قالخ آیاقا ای اولو تورک بوگون میدان گونو بوگون دیوان گونودور. بوگون فارس فاشیسمینه عصیان گونودور . هارای هارای من تورکم شعارلاریمیزلا آندیمیزی تزه لیب مللی ایسنکلریمیزی دنیایا اعلان ائده جیک. قوی دوشمن بیلسین کی بو یولدا اولدو وار دوندو یوخدور Məhəmməd Əmin Rəsulzadə""..... Cəbrlə qəbul edilən bir şeydə qətiyyən səadət olamaz, çünki səadət hürriyyət və istiqlaldadır.

    ای آذربايـــجان زنده باد خاطره بیست ویک آذر زنده باد آذربایجان مستقل ای ملت بزرگ و غيور ، بپا خيز ، امروز روز انتقام است ، بپا خيز ، امروز روز انتقام خون شهيدانمان است . اجابت به ندای (( من ترکم )) يک وظيفه ملی است ، . با استماع صدای تظاهرات ، قهرمانانه و بی باکانه به تظاهرات ملی ملحق شويد ، نابودی و شکست دشمن نزديک است قسم به روح بزرگ شهیدانمان،قسم به شجاعت بابک وستارخان مان،قسم به ثقته الاسلام وخیابانی مان ،قسم به پیشه وری و شریعتمداری مان وقسم به خون هایمان که در خرداد جاری شدند،قسم به اراده های آهنین که در زندان های دشمنان زیر شکنجه اند،قسم به ملت بزرگمان،قسم به آذربایجان انتقام خواهیم گرفت وآذرباجان را مستقل خواهیم کردنه فراموش می کنیم و نه می بخشیم .در این راه مقدس زندان،شکنجه ومرگ مارا نمی ترساند.بخاطر استقلال آذربایجان تا آخرین قطرۀ خونمان مبارزه کرده و حاضر به فدای جانمان هستم. ما فرزندان بابک هستيم ، آنکه ندا داد : يک روز آزادانه زيستن بهتر از چهل سال در اسارت زندگی کردن است . با همبستگی شوونيزم فارس را شکست داده ، آذربايجان آباد و آزاد را ايجاد خواهيم کرد . , مرگ بر شوونيزم فارس , مرگ بر فاشيسم , زنده باد آزادی زنده باد آذربايجان مستقل

    En Gözel Geçici Bayrağ

    آزاد اورمو AZAD URMU ANA SAYFA

    آزاد اورمو - اذربایجان موسیقیسی AZER MUZIK

    müsahibə/مصاحبه

    21 Azər

    Azərbaycan Sınəması

    türk Sıneması

    Dekoment filmileri

    کمیته دفاع از عباس لیسانی Abbas Lisaninin Hüquqlarını Müdafiə Komitəsi

    میللی فعال حسن بی اسدی نین ائوی مهرین بیریندن ایطیلاعات قووه لری نین موحاصیره سینده دیر
    Yazar
    پيوند وبلاگ
    » galebsaz » java
    Gaip xəbər
    Gaip!
    ARŞİV آرشيو سايت
    هفته سوم مرداد 1387هفته دوم مرداد 1387هفته اوّل مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته سوم تیر 1387هفته دوم تیر 1387هفته دوم اردیبهشت 1387هفته اوّل اردیبهشت 1387هفته چهارم فروردین 1387هفته سوم فروردین 1387هفته چهارم بهمن 1386هفته دوم بهمن 1386هفته چهارم دی 1386هفته سوم دی 1386هفته اوّل دی 1386هفته سوم آذر 1386هفته دوم آذر 1386هفته اوّل آذر 1386هفته چهارم آبان 1386هفته سوم آبان 1386هفته دوم آبان 1386هفته اوّل آبان 1386هفته چهارم مهر 1386هفته دوم مهر 1386هفته اوّل مهر 1386هفته چهارم شهریور 1386هفته سوم شهریور 1386هفته دوم شهریور 1386
    آمار SAyici

    TurkHarayi TurkHarayi


    Frees.Coo.Ir